شرح سوزناک شهادت مأموری که سوخت

شرح سوزناک شهادت مأموری که سوخت

یکدفعه یک نفرشان که بیشتر از بقیه سوخته بود روی تخت اش نشست و با صدایی آشنا گفت : گریه نکن بابا... من هیچیم نیست !
تنها 55 روز با «همسفری بهشتی» زندگی کردم

تنها 55 روز با «همسفری بهشتی» زندگی کردم

وقتی با زهرا صادقی همسر شهید علی اكبر كشتكار همكلام می‌شویم به مظلومیت و گمنامی شهدای تأمین امنیت پی می‌بریم.
کفاش بین‌الحرمین شهید مدافع وطن شد

کفاش بین‌الحرمین شهید مدافع وطن شد

بعد از اتمام دفاع مقدس، خیلی‌ها فکر می‌کردند در باغ شهادت بسته شده است، اما تأمین امنیت و آرامش کشورمان مسئله‌ای نبود که تعطیل‌پذیر باشد و در این مسیر همواره خون تعدادی از بهترین فرزندان این مرز و بوم ریخته شده است.
پاسخ یک مدافع حرم به نحوه گذراندن زندگی با حقوق پاسداری

پاسخ یک مدافع حرم به نحوه گذراندن زندگی با حقوق پاسداری

من راضی به گرفتن همین حقوقی هم که می‌گیرم نیستم دنبال کاری هستم که زندگی را بچرخاند و شغل پاسداری برای تامین زندگی نباشد.
فقط یک کارت عروسی از پسرم به یادگار مانده است

فقط یک کارت عروسی از پسرم به یادگار مانده است

حاج آقا می‌گوید ۳۰ سال است مجاور شده‌ام فقط به عشق امام غریب نواز. حاجیه خانم هم تأکید می‌کند: اصالتم تهرانیست و همه اقواممان در تهران ساکن هستند.
پدر دعا کرد و امام رضا(ع) ضامن شهادت شد

پدر دعا کرد و امام رضا(ع) ضامن شهادت شد

پدر و مادرش را برد مشهد. کار همیشگی‌اش بود. پدر و مادر را می‌برد مشهد؛ زیارت. پدرش را برد کنار ضریح امام رضا (ع) و گفت برایش دعا کند که شهید شود. حاج علی آقا ایستاد جلوی ضریح، دست‌هاش را گرفت جلوی صورتش. اشک‌های پیرمرد جلوی پیراهن آبی‌اش را خیس کرده بود. بلندبلند دعا کرد.
۷
آرشیو