خاطراتی از سردار شهید محمدحسن قاسمی طوسی به نقل از همرزمان که توسط نوید شاهد مازندران منتشر شد.
خاطراتی از سردار شهید محمدحسن قاسمی طوسی به نقل از همرزمان وی که برای نخستین بار توسط نوید شاهد مازندران منتشر شد؛

خاطراتی از سردار شهید محمدحسن قاسمی طوسی

خط مقدم
در عمليات كربلای 5 در منطقه شلمچه بودیم. كه سه روز از عمليات گذشته بود جهت بررسی وضعيت مجروحين و شهدا به اسكله كه مقر نيروهای تعاون و رزمندگان بود، رفتيم. یکی از قايق ها چند نفر از شهدا را به تخليه شهر می برد و در همين حین تعدادی از نیروها عازم خط مقدم بودند كه می بايستی از اسكله سوار قايق می شدند به آن طرف می رفتند. ناگهان سردار طوسی مرا ديد بعد از احوالپرسی رو به من كرد و گفت: «شم هم اينجا هستی؟» در جواب گفتم: «ماموريت من در اسكله می باشد.»  شهید طوسی گفت: بيا به سمت خط مقدم آنجا هيچ خبری نيست.» در صورتی كه همانجا كه سردار گفت در تير رس دشمن بود چون ايشان با جنگ و جبهه مانوس بود تیر رس دشمن را جای امن می دانست.
راوی: اصغر عرب زاده همرزم شهيد 


فرزندی كه افتخار اسلام و ايران شد
در جريان ديدار مقام معظم رهبری از اقشار مختلف مردم و خانواه شهيد طوسی بنده نیز حضور داشتم. 
يكی از مسئولين وقت كه در محل ديدار حضور داشت ضمن بيان فضايل خانواده شهيدان طوسی و معرفی پدر و مادر شهيد طوسی اظهار داشت، هنگام ازدواج پدر و مادر شهيد طوسی جای شادی كاذب و مرسوم آن زمان روضه حضرت ابوالفضل العباس(ع) خوانده شد و مردم برای مصائب اهل بيت گريه می كردند. مقام معظم رهبری هم فرمودند: البته با وجود چنين پدر و مادر، فرزندانی چون شهيد طوسی بوجود می آيد كه افتخار اسلام و ايران است که آنها در مراسم ازدواج به حضرت ابوالفضل العباس اقتدا می كنند.
راوی: حاج احمد سوداگر همرزم شهيد


عمليات كربلای 4
عمليات كربلای 4 شروع شده بود و متاسفانه در این عملیات موفقيت نداشتیم. در اتاق عمليات كه زير پل کنار اروند بندر خرمشهر بود حضور داشتيم كه از شواهد و خزائن بر می آمد كه ادامه عمليات در اين منطقه غير ممكن است شهيد طوسی وارد اتاق شد و با خشم ناراحتی خطاب به مرتضی قربانی فرمانده وقت لشگر 25 كربلا و گفت: چرا چرا چرا من تمام بچه هايم را از دست دادم امكان ندارد بتوانيم اين همه زحمات را ناديده بگيريم خواهش می كنم، يك كاری بكنيد نگذاريد اين همه تلاش بی نتيجه بماند و در ادامه در غم از دست دادن نيروهای زبده و فداكارش شروع به گريه کرد.  
راوی: حسن معينی زاده همرزم شهيد


رعايت مسائل حفاظتی
مسئولیت سيم بانی لشگر 25 کربلا را بر عهد داشتم. يكی از روزها توپخانه عراقيها سيم هوای تلفن صحرائی ما را قطع كرده بود. در مسير لشگر 25 كربلا يگانهای ديگر مثل 31 عاشورا ، لشگر 5 نصر، 21 امام رضا (ع) وغيره حضور داشتند كه سيمهای تلفن صحرائي آنها از كنار هم می گذشت ما برای پيدا كردن هر يك از يگانها مجبور بوديم تلفن سرخطی را به يكی از سيم های جنگی وصل کنیم و مشخص نمایم كه اين سيم مربوط به كدام يگان است كه با مركز تلفن روی شبكه خودش وصل شود. در تماس با يكی از سيمها كه معلوم نبود از كدام يگان است بنده گفتم كدام لشكر است. پشت خط گفت: لشگر 25 كربلا است. در آن طرف سيم كسی که تلفن را برداشته بود گفت: «خالی حرف نزن.» معمولاً در ارتباط بی سيم افراد می بايست با كد و رمز صحبت كنند و چنانچه رزمنده بی سيم چی با كد و رمز صحبت نمی كرد می گفت: خالی صحبت نكن من گفتم برادر اين سيم تلفن است ما تعيين خط هستيم ايشان گفتند اين هم بايد  رعايت شود معلوم نیست شايد در بين من و شما كه صحبت می كنيم نفوذی دشمن شنود كند بنده پس از شهيد مستشرق كه از دوستان مخابراتی لشكر 25 كربلا بود سوال كردم كه اين كی بوده كه اينطوری می گه: ايشان فرمودند شهید طوسی رئيس ستاد لشگر مسئول اطلاعات عمليات است. ایشان به همه برنامه ها توجه ویژه ای داشت. 
راوی: حسينعلی معلميان گرجي همرزم شهيد

خاطراتی از سردار شهید محمدحسن قاسمی طوسی
شهيد محمدحسن قاسمى طوسى، فرزند محمدعلى در سال 1337 در روستاى طوسكلاه از توابع شهرستان نكاء به دنيا آمد. در مهر ماه 1344 وارد دبستان مسير نياء طوسكلاه شد. سرانجام بعد از شصت ماه حضور در جبهه در 18 فروردين 1366 در عمليات كربلاى 8 به شهادت رسيد و پيكر او در منطقه عملياتى باقى ماند و مفقودالاثر شد.

انتهای پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده