با هم رفتيم كتابخانه ى آقاى محمدى. ليست كتاب هايش را به آقاى محمدى داد. او نگاهى به سر تا پاى حسن انداخت و گفت: پسرم، اين كتاب ها را براى چه كسى مى خواهى؟ حسن گفت: براى خودم.
ليست كتاب هاى حَسن
خاطره اى از شهيد حسن تيرى خطيرى به نقل از گوهر گرائيلى (مادر شهيد) كه توسط نويد شاهد مازندران منتشر شد؛

حسن در دوره راهنمايى و دبيرستان، علاوه بر درس خواندن، در كارهاى خانه به من كمك مى كرد. من و پدرش توى بازار سبزى فروشى مى كرديم و او توى خانه، برادر خردسالش را به كول مى بست و كارهاى خانه را انجام مى داد. جارو مى زد، لباس ها را مى شست و غذا درست مى كرد. دبيرستان را كه تمام كرد، مدير مدرسه اش مرا خواست و گفت:
بهتر است او را به عضويت سپاه در بياريد. پسر شما با اين معدل مى تواند از طريق سپاه برود دانشگاه.
حسن يك روز آمد سراغ من و گفت:
مادر جان، من مقدارى كتاب احتياج دارم.
با هم رفتيم كتابخانه ى آقاى محمدى. ليست كتاب هايش را به آقاى محمدى داد. او نگاهى به سر تا پاى حسن انداخت و گفت:
پسرم، اين كتاب ها را براى چه كسى مى خواهى؟
حسن گفت:
براى خودم.
آقاى محمدى تعجب كرد و گفت:
با اين قد و قواره و جثه ى ريز نقشى كه تو دارى، فكر نمى كردم ديپلم گرفته باشى.
كتاب هاى قطورى بود. آقاى محمدى همه را توى كارتن گذاشت و داد دستش، به حسن گفتم:
اسم اين كتاب ها چى هست؟
نهج البلاغه، كتاب هاى استاد مطهرى و بزرگان ديگر.

شهيد حسن تيرى خطيرى فرزند محمد در سال 1347 به دنيا آمد. وى تخصيلات خود را تا مقطع كارشناسى در رشته كامپيوتر ادامه داد. سرانجام در تاريخ 4 خرداد 1367 در شلمچه به شهادت رسيد.


كتاب به مساحت آسمان/
انتهاى پيام/


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده