خاطره اى از شهيد سعيد نوذرى در عمليات بيت المقدس هفت به نقل از حجت الاسلام حبيبى (امام جمعه ى كلاچاى گيلان) كه نويد شاهد مازندران آن را منتشر كرد.
عقب نشينى در عمليات بيت المقدس هفت
خاطره اى از شهيد سعيد نوذرى در عمليات بيت المقدس هفت به نقل از حجت الاسلام حبيبى (امام جمعه ى كلاچاى گيلان) كه نويد شاهد مازندران آن را منتشر كرد؛

عمليات بيت المقدس هفت، عراقى ها تانك هاى زيادى را وارد منطقه ى شلمچه كردند و حجم آتش شديدى را روى سر رزمنده ها ريختند. توى همين گير و دار، سعيد آمد پيش من و گفت:
يك تيربار گرينوف مى خواهم.
تيربار را به او دادم. كلى وقت گذاشت و اسلحه را روغن كارى و تميز كرد.
در عمليات، ماموريت ما گرفتن سه دژ يا همان هلالى ها در شلمچه بود. هر دسته مسؤل گرفتن يك دژ بود، اما به خاطر شدت آتش عراقى ها ممكن نبود و فرماندهان دستور عقب نشينى دادند.
ما يك دژ را گرفته بوديم. من جانشين يكى از گروهان هاى گردان يا رسول(ص) بودم. آقاى باغبانى فرمانده ى گردان بود و آقاى داود نظرى هم فرمانده ى گروهان. براى سر كشى از نيروها رفته بودم كه بر اثر شليك گلوله ى تانك مجروح شدم. دوستان رزمنده مرا بلند كردند كه به عقب انتقال دهند.
حدود سى، چهل عراقى هم از فاصله اى نه چندان دور، ما را تعقيب مى كردند. در همين حين ديدم سعيد در حالى كه بدنش كمى جراحت هم برداشته، بر عكس جهت حركت نيروهاى خودى، به سمت عراقى ها مى رود. با تعجب گفتم:
كجا مى روى؟ گفت:
شما برويد. من كارى دارم بعد مى آيم.
سعيد رفت و سر سه راهى نشست و با همان اسلحه ى تير بار گرينوف كه از من گرفته بود، شروع كرد به شليك كردن به سمت عراقى ها.
با اين حركت، نيروهاى خودى توانستند عقب نشينى كنند اما خودش همان جا به شهادت رسيد.

انتهاى پيام/


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده