کد خبر: ۴۳۲۶۵۵
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۷ - ۱۶:۱۴
من يك سرباز هستم و سرباز هم يعنى سر باختن در راه اسلام و وطن و دفاع از نواميس نمودن و همينكه احساس مسؤليت در مقابل خون شهدا كردن و درس از سالار شهيدان حسين ابن على(ع) گرفتن.
من يك سرباز هستم؛ سرباز يعنى سر باختن در راه اسلام
نويد شاهد مازندران مرورى دارد بر وصيت نامه شهيد ايرج زمانى فرزند شعبانعلى كه در تاريخ 8 شهريور 1344 در شهرستان بابل به دنيا آمد و سرانجام در تاريخ 21 تير 1367 به درجه شهادت نائل آمد.

با درود و سلام فراوان بر يگانه منجى عالم بشريت آقا امام زمان(عج) و نائب بر حقش اين پير جماران امام امت و با درود و سلام فراوان بر ظفر مندانى كه در جبهه هاى حق عليه باطل ميرزمند و با درود و سلام فراوان بر مادرانى كه مانند زينب سلام الله عليه فرزندان خود را در راه خدا داده اند.
من يك سرباز هستم؛ سرباز يعنى سر باختن در راه اسلام
ايجانب ايراج زمانى فرزند شعبان تاريخ تولد 1344 بر اين اصل كه مسلمانى از دنيا مى رود بايد وصيت نامه داشته باشد من هم چند نكته مهم را در وصيت نامه خود ذكر ميكنم؛
ابتدا قبل از هر چيز بگويم كه من يك سرباز هستم و سرباز هم يعنى سر باختن در راه اسلام و وطن و دفاع از نواميس نمودن و همينكه احساس مسؤليت در مقابل خون شهدا كردن و درس از سالار شهيدان حسين ابن على(ع) گرفتن.

در اينجا وصيت نامه ام را شروع ميكنم؛
پدر فكر نكن كه زحمتهاى تو را فراموش كردم، خير بلكه از شما تشكر مى كنم ولى بدان كه 
مسئله اسلام بالاتر از همه چيزها است. پدرم من كه از على اكبر حسين و طفل شش ماهه اش عزيزتر نيستم. پدرم من از طرف خداوند امانتى در نزد شما بودم و حال خداوند امانت را از شما خواست و شما بايد خوشحال باشيد كه امانت را به صاحبش پس داديد. پدر اين جسد قطعه قطعه شده من كه از راه هاى دور يعنى از دل سنگر بسويت پرميكشد بپذيرى و مرا حلال كنى اگر فرزند بدى برايت بوده ام.

مادرم: اى كسى كه شيرت شير پرور شده، فكر نكن كه زحمتها و محبت ها تو را فراموش كردم. آرى ميدانم چه شبها تا به صبح براى من بى خوابى كشيدى و مرا بزرگ كردى اما مادر از تو هم حلاليت مى طلبم چون مادر منى اگر از من رنج و مشقتى ديدى مرا ببخش، مادر جان نمى دانى چه صفا دارد سوى خدا رفتن.

برادرانم از شما مى خواهم كه پدر و مادر را تنها نگذاريد و به آنها دلدارى بدهى و جاى مرا در خانه پر كنيد و تو خواهرم از شما مى خواهم كه برايم گريه نكنى و اگر خواستيد گريه كنيد براى جسم بى سر حسين اشك بريزيد و زينب وار زندگى كنيد.
من يك دختر دارم بنام صغرى و فرزندى هم در راه دارم اگر پسر بود، اسم خودم را بگذاريد و اگر دختر بود اسمش را سكينه بگذاريد.

مرا در روستاى خودمان زرگرمحله وسط مزار(شهيد قنبر و حسينعلى) بگذاريد. در پايان از همه بچه محل ها و فاميلان و آشنايان حلاليت مى طلبم و اميدوارم مرا ببخشيد خداوند همه ما را بيامرزد.
والسلام 24 خرداد 1367

مركزاسنادبنيادشهيدوامورايثارگران/
انتهاى پيام/

نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید