امروز اسلام است كه در برابر كفر ايستاده و مقاومت مى كند و جنگ ما جنگ اسلام با كفر است نه جنگ عرب و عجم. برادركشى نيست بلكه كافركشى است و آنان كه آرزوى شركت در جنگهاى رسول خدا(ص) را داشتند بدانند كه امروز اين آرزو تحقق يافته و فرزند رسول خدا(ص) در جبهه هاى حق و آرزوهايشان صادقند.
امروز اسلام است كه در برابر كفر ايستاده و مقاومت مى كند
نوید شاهد مازندران مروری دارد بر وصیت نامه شهید حجت اله نعیمی در يكى از اعزامها وصيت نامه خود را نوشت كه در فرازهايى از آن چنين آمده است:
سلام بر روزى كه متولد شدم و روزى كه مى ميرم و دوباره زنده مى شوم. هر روزى كه خورشيد در پس كوهها پنهان مى شود، گويى كه ما از دنيا رفته ايم و ليكن روز ديگر با طلوعش حيات را در خود احساس مى كنيم. همگى در كام مرگ فرو خواهيم رفت و اين واقعيتى انكار ناكردنى است. اما خوشا به حال آنكه اين غروب حقيقيشان نيست و در طلوع و تسخير شادمانه و شادند...

امروز نبرد مقدسى كه ملت مسلمان ما با صدام و حزب بعث در حقيقت اتحاد نامقدس استكبار جهانى دارند علاوه بر آنكه به وظيفه انسانى و وجدانى خود عمل مى كند(دفاع از خاك ميهن اسلامى) با اين وسيله فضاى توحيد را نيز آزاد ساخته و زمينه حاكميت توحيد را در عراق فراهم آورده و براى نجات مستضعفان آن مرز و بوم جان نثارى مى كنند. هدف ما در اين نبرد مقدس نابودى شرك و گسترش آيين الهى و نجات مستضعفان عراق است.

ان الصبح لقريب (همانا صبح نزديك است ). آرى امروز اسلام است كه در برابر كفر ايستاده و مقاومت مى كند و جنگ ما جنگ اسلام با كفر است نه جنگ عرب و عجم. برادركشى نيست بلكه كافركشى است و آنان كه آرزوى شركت در جنگهاى رسول خدا(ص) را داشتند بدانند كه امروز اين آرزو تحقق يافته و فرزند رسول خدا(ص) در جبهه هاى حق و آرزوهايشان صادقند. آنانكه ساليان سال در زيارت نامه حضرت امام حسين(ع) مى خواندند:
ياليتنا كنا معكم فأفوز فوزاً عظيم (اى كاش ما با شما بوديم تا به فوز بزرگ مى رسيديم). بدانند امروز زمينه آن فوز عظيم فراهم آمده است. كربلاى امروز ما جبهه ايست نه در هزار كيلومتر بلكه وسعت آن اقتدار تاريخ است و جبهه امروز ما سابقه چهار ساله ندارد كه داراى سابقه ايست بس طولانى به طول فاصله حق تا باطل ....

من مى روم تا لبيك بگويم به نداى حسين زمان امام امت و راهى را باز كنم براى پيروان امام حسين(ع)؛ مى روم تا فرعون و فرعونيان زمان را از زمين به زباله دان تاريخ بيندازم ....

سوگند به خون شهدا هرگز عهدى را كه با خداى خود بسته ام اگر در آتش بسوزم و خاكستر شوم نخواهم شكست و هرگز از هدف مقدس خود دست برنمى دارم و قسم به آن كس كه جان من در قبضه اوست هزار مرتبه در ميدان پيكار به خاك و خون غلتيدن از مردنى كه بر روى بستر صورت گيرد گواراتر و شيرين تر است. پس شما از بابت من نگران نباشيد و اين مايه شكر و افتخار براى من و شماست كه در اين راه به درجه شهادت برسم.

مادر گرامى ! الان كه من در اين نبرد عليه دشمنان قسم خورده اسلام شركت مى كنم كه داغى را در دلتان گذاشته ام و تو اى مادر مهربان و عزيز ! من مى دانم كه براى آمدن من از جبهه روزشمارى مى كنيد و الان در مجلس عزاى من نشسته اى و به طور ظاهرى گريان و نالان هستى. اما چه كنم خدا مرا به مهمانى دعوت كرده است و من عاشقانه به ملاقات خدا شتافتم.

مادر عزيزم ! پسرت رفت به محراب كربلاى ايران، خوزستان داغ تا شايد درد حسين را با تمام گوشت و پوستش حس كند. پدر عزيزم ! ميدانم كه براى من زحمتهاى فراوان كشيد ه ايد و مرا به اين سن رسانده ايد در حالى كه من حتى ذره اى از زحمات شما را جبران نكردم اما اين را بدان كه در اين موقعيت و وضعيت فعلى كه تمام كفر در مقابل اسلام به ستيز مشغولند اسلام به من بيشتر احتياج داشت و من آگاهانه خون خود را تقديم اسلام كردم و شما ديگر سيماى ظاهرى مرا نمى بينيد.

پدرم! پسرت رفت تا شايد بوى خون حسينى به مشامش برسد.
برادران گرامى من ! خيلى علاقه داشتم كه در جوار شما باشم اما جبهه مقدم بر تمام اين تمايلات مى باشد و از اينكه براى شما خوب برادرى نكردم مرا عفو كنيد و شما را به خداوند بزرگ مى سپارم. برادر شما رفت تا شايد با خون ناقابلش راه كربلا را براى تمام دلهايى كه هواى كربلا دارد باز كند.

خواهران عزيز و نور چشمانم ! مى دانم با شهادت من مى سوزيد و در نبود من و از اينكه سيماى ظاهرى مرا نمى بينيد گريان و نالان هستيد، اميدوارم كه راه زينب را پيشه كنيد و صبر داشته باشيد.

خواهرانم! برادرتان رفت تا شايد بتواند به رگ بريده حسين بوسه زند. از امت حز ب اللهى مى خواهم كه حضورشان را در صحنه حفظ كنند و در كارهايشان به خداوند توكل كنند. جبهه ها، شهدا، امام را فراموش نكنند.

خواهران حزب اللهى با حجاب خود اين سد آهنين در مقابل توطئه هاى استكبار جهانى و ايادى داخلى آنها، ثابت كنند ننگ را نمى پذيرند. از دوستان و رفيقها و آشنايان و فاميلهايم مى خواهم كه هميشه به ياد خدا بوده و جبهه و جنگ را سرلوحه كار خودشان قرار داده و به فعاليتهاى پيگير خود ادامه داده و در مقابل چهرهاى فساد و نفاق شديداً مبارزه كنيد.


فرهنگنامه جاودانه های تاریخ/
انتهای پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده