خاطرات شهدا؛
خاطره اى از شهيد منصور مسلمى به نقل از ناصر مسلمى (برادر دو قلوى شهيد) كه برگرفته شده از كتاب به مساحت آسمان مى باشد.
دانش آموزى كه معلم بود
نوید شاهد مازندران: خاطره اى از شهيد منصور مسلمى به نقل از ناصر مسلمى (برادر دو قلوى شهيد) كه برگرفته شده از كتاب به مساحت آسمان مى باشد.

ناصر مسلمى نقل مى كند؛
همان سالى كه در رشته برق وارد هنرستان صنعتى تنكابن شد، دستگاه كوچكى به اندازه يك قوطى كبريت ساخت كه لامپ مهتابى را روشن مى كرد.
منصور خانه ى پدر بزرگ مان را هم برق كشى كرد. طورى اين كار را كرده بود كه اگر برق هر كدام از اتاق ها اتصالى مى كرد، ديگر نياز نبود برق كل ساختمان قطع شود. فقط برق همان اتاق قطع مى شد.
يك روز رفتم مدرسه منصور و سراغ او را از مدير گرفتم. گفت:
در حال تدريس است.
تعجب كردم و با خودم گفتم:
منصور كه هنوز دارد درس مى خواند؛ چطور تدريس مى كند؟!
رفتم در كلاس را زدم؛ ديدم، دارد به هم كلاسى هايش درس مى دهد.
معلم اش هم سر كلاس حاضر بود. معلم گفت:
اگر در شهر تنكابن يك دانشجو داشته باشيم، فقط همين آقا منصور است.

کتاب به مساحت آسمان/
انتهای پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده