وصیت نامه شهید مدافع حرم سید جلال حبیب الله پور؛
در وصیت نامه شهید مدافع حرم سردار«سید جلال حبیب اله پور» آمده است؛ ما سربازان ولایتیم و از ولایت تا آخرین قطره خونمان حمایت می کنیم و با درود و سلام فراوان به شهدا، از شهدای کربلا گرفته تا شهدای صدر اسلام و شهدای جنگ تحمیلی.
ما سربازان ولایتیم و از ولایت تا آخرین قطره خونمان حمایت می کنیم
وصیت نامه شهید مدافع حرم سردار«سید جلال حبیب اله پور» براى نخستين بار توسط نويد شاهد مازندران منتشر شده است كه در ادامه آمده است؛

به نام آن که خالق هستی است و هستی برایش خلق شده است. سلام و صلوات به پیامبران الهی به ویژه پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (ص) و با درود و سلام به یگانه منجی عالم امکان حضرت صاحب الزمان امام مهدی (عج) که از دیدگان ظاهری غایب است و در اصل زنده و جاوید است. همان امامی که تمام شیعیان جهان از فراق او نالان و در انتظاراو نشسته اند تا شاید در زمان حیات ظاهری خود او را ببینند و دیدگانشان از جمال او روشن تر شود، اما افسوس که خیلی از این شیعیان در حیات ظاهری نیستند تا دیده شان به جمال نورانی آن حضرت نورانی شود و سلام و درود بر اول مظلوم عالم حضرت علی (ع) و بی بی دو عالم حضرت فاطمه الزهرا (س) و با سلام و درود به رهبر پیر و روشن دل ما و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران امام راحل رضوان الله تعالی علیه و با درود و سلام به رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای دامة افاضاة که در این شرایط بسیار حساس سکان دار کشتی نجات است. ما سربازان ولایتیم و از ولایت تا آخرین قطره خونمان حمایت می کنیم و با درود و سلام فراوان به شهدا، از شهدای کربلا گرفته تا شهدای صدر اسلام و شهدای جنگ تحمیلی.
 جوان های برومند و مخلصی که با نثار بهترین چیز خود یعنی جان خود درخت تنومند اسلام را آبیاری و انقلاب اسلامی را در جهان تثبیت نمودند که امام (ره) در این رابطه فرموده است: شهدا چشم و چراغ این ملتند. اما رزمندگانی ماندند و در شرایط کنونی کشور خون و دل می خورند و به خاطر بعضی از مسائل دم برنمی آورند چرا که زمانی بود که رزمندگان در جبهه حماسه می آفریدند و احیاناً بعضی ها مجروح و جانباز شدند و جسم خود را در راه رضای دوست فدا کردند. اما متأسفانه در حال حاضر هیچ یک از مسؤلین مملکتی به فکرشان نیست این هایی که زمانی برای حفظ اسلام و این مملکت و برای حفظ نوامیس همین آقایان به جنگ رفته بودند و با قدرت لایزالی که از طریق دعا و ارتباط مستقیم با خدا با دشمن بعثی و با داشتن امکانات کم توانستند بر دشمن تا دندان مسلح فائق آیند. و از وجب به وجب خاک جمهوری اسلامی ایران دفاع کنند. این بسیجیان سلحشور با رشادت ها و دلیر مردمی هایی که از خود به جا گذاشتند توانستد انقلاب اسلامی را به دیگر کشورها صادر و استقلال کامل این ملت بزرگواررا به جهانیان ثابت کنند و امام (ره) فرمودند: 
«هر کس از بسیجیان غافل شود در آتش دوزخ خواهد شد». 
و این موضوع و مصادیقش را به عینه در این مملکت دیدم چرا که در هر کجای این مملکت آشوبی برپاشد با دست توانای این بسیجیان بی نام و نشان حل شد و اگر غفلت مسؤلین مملکتی از این بسیجیان بیشتر شود، مملکت آسیب فراوانی خواهد دید. چرا که بسیجیان یک نیروی بسیار غنی و بی توقعی هستند که برای دادن جان با تمام وجود از ولایت و اسلام دفاع می کنند. پس باید با دیده منت به آن ها نگاه کرد و حتی المقدور از حال و احوال آن ها مطلع بود. 
من از زمانی که خود را شناختم با ولایت آشنا شده و معتقدم که هر کس از ولایت جدا باشد هلاک خواهد شد. پس همیشه مطیع ولایت و اوامر او خواهم بود و به همه ی شما که این مطلب را می شنوید وصیت می کنم که دست از ولایت برندارید و همیشه و در همه حال مطیع محض ولایت فقیه باشید تا هم خود حفظ شوید و هم مملکت ما به دست نااهلان و نامحرمان نیفتد. 
و اما سخنی چند با خانواده بزرگوارم پدر عزیزم هر چند که شاید فرزند خوبی برایتان نبودم اما آرزو دارم که پس از مرگ من صبور باشید و از این فرزند حقیرت راضی چرا که در روز قیامت اگر پدر و مادری از فرزند خود راضی نباشند در آتش دوزخ گرقتار خواهند شد و خیلی متاسفم که نتوانستم برای شما کاری انجام دهم ولی خدا را شکر می کنم که در دامن پدر و مادری بزرگ شدم که مسلمان و شیعه اثنی عشری هستند و با تربیت صحیح و پاک خود مرا به راهی کشاندن که  راه اسلام و پیامبران الهی بود که مرا به سمتی سوق دادند که رضای خداوند در آن بوده است.  ومن همیشه دست و پای شما را بوسه می زنم چرا که مرا به راه راست هدایت نمودید و اگر در این چند روز زندگی ام باعث مشکل و دردسر برای شماها بودم به بزرگواری خود و با قسم به بی بی دو عالم مرا عفو نمایید تا شاید در روز واپسین خدا نیز از من راضی باشد  و ای برادرها و خواهرانم امیدوارم که در طول زندگی خود موفق و سلامت باشید و درکنف خداوند منان به زندگی خود ادامه دهید و از این ناراحت نباشید که یک برادر ناقابل شما از میان شما رفته است. چرا که مرگ دست خداوند است.و از خداوند می خواهم که مرگم را شهادت در راهش قرار بدهد و امیدوارم ای برادران و خواهرانم بتوانید فرزندانی را تربیت کنید و تحویل جامعه بدهید که برای این مملکت مثمر ثمر باشد نه باعث دردسر برای جامعه.
و تو ای همسر عزیز و بزرگوارم میدانم در دلت چه خبر است اما مشیت الهی و تقدیر خداوند به این استوار بود که من روزی از میان شما بروم و شما را تنها بگذارم. همسرم، وفایت، صداقت و راستی کلامت همیشه زبان زد خاص و عام بوده است و می دانم من نتوانستم در این دنیا کاری برای شما انجام دهم چرا که از داشتن یک خانه خوب، یک لباس خوب و یک سری از اموال دنیا همیشه محروم بودید اما این موضوع نباید باعث شود که تو از تربیت صحیح بچه هایم دوری کنی و بچه ها را به حال خود بگذاری و می دانم که نتوانستم همسر خوبی برای شما و پدری دلسوز برای فرزندانم باشم اما این نباید باعث شود که تو و بچه هایم از من راضی نباشید ان شاالله در آخرت زمانی که از شفاعت بی بی دو عالم و ائمه اطهار برخوردار شدم شما را هم از این نعمت بزرگ برخوردار کنم و کلام را زیاد نمی کنم امیدوارم خداوند منان به شما صبر و اجر جزیل عنایت فرماید و پس از مرگ که همیشه انتظار داشتم شهادت نصیبم گردد ناله و زاری فراوان نکنید تا دشمن شاد شود.
همسرم من فرزندان دلبندم را به تو می سپارم و امیدوارم که با تربیت صحیح و اسلامی خود آن ها را مفید تحویل جامعه بدهی. فرزندانم شما با الگو گرفتن از ائمه دین عترت و قرآن نبوی سعی نمایید تابع محض ولایت فقیه باشید و از ولایت در هر شرایطی حمایت نمایید. بچه های عزیزم علی و فاطمه زهرا امیدوارم که پس از مرگم راه سعادت را در پیش گیرید تا در آخرت سعادتمند باشید و راه این حقیر را که راه شهدا است ادامه داده تا مشت محکمی بر دهان دشمنان باشد. در حق من دعا کنید تا سربلند باشم. آخر کلام اگر امکان دارد مرا در جوار شهدای شهرمان دفن نمایید تا شاید آن ها وسیله ای باشند که من بتوانم از این همنشینی در جهت سعادت اخروی از آن ها استفاده نمایم و از تمامی اهالی محل تقدیر و تشکر می کنم که با هدایت آن ها توانستم راه سعادت را پیدا نمایم.

انتهای پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده