شهيد سيد مرتضى هاشمى امرى، اين رزمنده دلاور و سلاله پاك نهاد رسول الله، شانزدهم آبان ماه سال هزار و سيصد و چهل و شش در شهرستان بهشهر متولد شد. پدرش سيد يعقوب و مادرش معصوم نام داشت. پس از گذراندن آموزش هاى نظامى به گيلانغرب اعزام شد. يك ماه مدت حضورش در شياه كوه نگذشته بود كه به تاريخ 12 آبان ماه 1360 در پى حمله نيروهاى بعثى به شرف شهادت نائل مى گردد
وصيت نامه دانش آموز شهيد سيد مرتضى هاشمى
در سالروز شهادت دانش آموز شهيد سيد مرتضى هاشمى نويد شاهد مازندران مرورى دارد بر وصيت نامه اين شهيد بزرگوار كه در ادامه به آن مى پردازد.

به نام خدا و سلام بر رهبر كبير انقلاب و همه ى شهداى انقلاب اسلامى و شهداى جنگ تحميلى و قسم به خون شهداى اين سرزمين چيزى كه ما را به اين سرزمين مى آورد مسؤليت و تعهد است، چون در مقابل خون پاك شهيدان بايد جوابگو باشيم و جز براى رضاى خدا و جهاد در راه او مقصدى نداريم، اگر خدا قبول كند.

اين همه نعمت هاى اين انقلاب كه بايد قدر آن را گرامى بداريم كه خود اين انقلاب اسلامى نعمتى بزرگ و همچنين رهبريت و روحانيت اين انقلاب نيز بار نعمت بزرگى است كه بايد قدر ين رهبر و روحانيت را گرامى بداريم، كه ما به پاس اين نعمتها و به پاس اين شهدا تعهد داده ايم كه از اين انقلاب دفاع و آن را ادامه دهيم.

سخنى دارم با شما عزيزان مسؤل كه امام درباره شما مى گويد ملت پشتيبان شما و خدا هم پشتيبان شماست، پس بكوشيد چون مسؤليتش بس سنگين و بار گرانى را به دوش مى كشيد و آن حفظ و حراست اين انقلاب اسلامى است كه چشم همه مستضعفان جهان و چشم همه زاغه نشينان و چشم همه داغديدگان به شماست. آنهايى كه عزيزان و بهترين ياران خود را فدا كردند و انشاءالله از انقلاب حفاظت مى كنيد. اين بار گران خسته شان نكنيد  اين بار را با پيروزى كامل اسلام بر كفر به پايان ببريد.

پدر و مادر و خواهر عزيزم از شمال مى خواهم كه براى من اگر شهيد شدم گريه نكنيد، درست است كه پدر و مادر براى من زحمت كشيديد ولى با گريه كردن شما كار پيش نمى رود چون روحيه پدران و مادران ديگر از بين مى رود.

پدر عزيز، از وسايلى كه من در خانه داشتم به كسانى كه مستحق هستند به آنان بدهيد و يك پيام ديگر براى ملت شهيد پرور دارم كه جلوى بچه هاى خود را نگيريد كه به جبهه اعزام نشوند، بگذاريد آنها هم به قيام حق عليه باطل بيايند و از شما مى خواهم كه براى شهيدان گريه نكنيد چرا كه از شان شهيد كاسته خواهد شد.

در ضمن مادر و پدر عزيز، اگر از برادران پاسدار به در خانه مان آمدند شما هول نخوريد چون آنها براى سر زدن به خانه ما مى آيند و هر چيز كه شما بخواهيد براى شما انجام مى دهند و اين را بدانيد اگر من شهيد بشوم مى خواهم يه جورى شهيد بشوم كه اثر و آثارى از من نباشد.

مركزاسنادبنيادشهيدوامورايثارگران/
انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده