وصيت نامه شهيد عبدالله نظرى قلعه فرزند محمدعلى متولد نوزدهم آذرماه سال 1346 در بهشهر مى باشد كه در 14 آبان ماه سال 1360 به منطقه غرب كشور اعزام و در عمليات مسلم ابن عقيل گيلانغرب در محور شيا كوه مفقودالاثر گرديد.
وصيت نامه دانش آموز شهيد عبدالله نظرى قلعه
نويد شاهد مازندران در سالروز شهادت دانش آموز شهيد عبدالله نظرى قلعه مرورى دارد بر وصيتنامه اين شهيد نوجوان كه در ادامه به آن مى پردازد؛

با سلام و درود به امام زمان مهدى و نائب بر حقش امام خمينى بزرگ و امت بپا خواسته و شهيد پرور كربلاى ايران زمين و همه مستضعفين جهان از هنگامى كه سرور شهيدان امام حسين(ع) براى معرفى چهره واقعى اسلام عزيز پا به ميدان نهاد و شربت شهادت را نوشيد و با خون خويش صفحه تاريخ تشيع را نگين نمود عاشقان سبيل الله مايه خوشنودى روح او شدند و براى اصالت عقيده والايشان به پيكار با كفران و يزيديان ادامه دادند و اين امور موجب شده است تا انسانهايى براى حيات و زنده نگهداشتن شجره اسلام عزيز بهترين و عزيزترين نعمات خداوندى را از جمله جان خويش را نثار نمايند. آرى حسين(ع) در شب و روز عاشورا دو دلخوشى بزرگش آن بوده است كه ميديد اهلبيتش قدم به قدم با او به پيش مى تازند. از آن طفل خردسال گرفته تا بزرگش از آن على اصغر گرفته تا به على اكبر، دلخوشى ديگرش بر اصحاب با وفايش بود كه مشاهده ميكرد كوچكترين ضعفى از خود بروز نمى دهند و همگى ثابت قدم و با ايمان غير قابل توصيف ايستادگى نمودند و با خون خويش شجره اسلام عزيز را آبيارى كردند.

آنان لبيك گويان "هل من ناصر ينصرونى" امام حسين بودند. اى درياى خروشان انسانها بخروشيد و در راه و هدف سالار شهيدان بجنگيد تا جزو اصحاب و اهل بيت و لبيك گويان فرياد "هل من ناصر ينصرونى" قرار گيريد و بدانيد اين امر هيچگاه قابل عمل نيست مگر آنكه يارى كننده حسين زمان خويش باشيد و مطيع و فرمانبر اين چريك پير حاضر در صحنه نبرد بين المللى باشيد و بدانيد شهدا كربلاى ايران زمين در اين عقيده يعنى يارى امام امت خمينى كبير اتفاق نظر داشته و دارند و به سهم خويش نسبت به ايشان رسالت سنگينى كه خدا بر دوش شان نهاد بود جامعه عمل پوشيدند و اين شما آيندگان كه مى بايست پيام شهيدان را كه از خونشان نشأت ميگيرد نه تنها به گوش جهانيان برسانيد بلكه به بوته عمل برسانيد وگرنه مايه آزردگى روح شهيدان خواهد بود و آگاه باشيد حقانيت مكتب انسان ساز اسلام عزيز جانشين باطلها و طاغوت هاى زمان خواهد شد و بدانيد اكنون بعد از عاشورا حسين(ع) بار ديگر با چهره آشكار و ديدنى پا به ميدان نهاد و خون طلبيد، خونى كه در جهت احقاق حقانيت ريخته شود خونى كه مانند خونهاى جارى شده از پيكرهاى مطهر شهدا كربلاى ايران زمين كه بعد از هزار و چهار صد سال صحنه كربلا و يوم عاشورا را به نمايش گذاشته است و خونى كه از بدن پاره پاره شده و حلقوم عزيز و دوست داشتنى يك پاسدار عزيز و يك بسيجى جانباز ريخته مى شود مى خواهد.

تو اى مادر مهربان و پدر عزيزم چرا ناحت باشيد از اينكه فرزند را براى انتقام از خون شهيدان و ياران حسين زمان به خدا بسپارى و از آن خدا بدانى و سرانجام فرزندت را لايق ان الله اشترامن المومنين ببينى، بدان تو اى والدينم ايم مقامى است بس بزرگ، و ملحق شدن در ضفوف شهدا و رنج و مصيبت به همراه دارد و اينگونه فكر نكنيد كه اجر شهدا فقط متوجه خودشان است نه بلكه پدر و مادر و خصوصا مادران نيز سهميه مندند. بستگانم بايد متوجه باشيد كه بعد از شهادتم برايم گريه نكنند و سياه نپوشند چرا كه على اكبر وار لباس عروس پوشيدم و به معشوقه خويش رسيدم. از خانواده ام مى خواهم مرا مورد عفو خود قرار دهند و ادامه دهنده راهم كه همانا راه حسين و خمينى كبير ميباشد باشند.

مركزاسنادبنيادشهيدوامورايثارگران/
انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده