برادرم كه در سنگر مدرسه درس ميخوانى به درس خودت ادامه بده آن قلمى كه در دست تو هست مانند اسلحه من است. تو بر قلمت، فكرت، زبانت و پيروى از پيام رهبرت با آمريكا و ايادى داخلى مى جنگى و من با اسلحه اى كه در دست دارم مى جنگم.
قلمى كه در دست تو هست مانند اسلحه من است
نويد شاهد مازندران: بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و با درود و سلام خدمت يگانه منجى عالم بشريت آقا امام زمان و نائب بر حق او رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران امام خمينى و با درود و سلام خدمت تمامى شهيدان از زمان امام حسين(ع) تا زمان فعلى ايران از جنوب و غرب كشور ايران، وصيت نامه خود را در مورخه 26 مهر 62 روى «قله برده زرديكى» كوههاى سر بفلك كشيده غرب شروع ميكنم.

خدمت پدر بزرگوارم سلام عرض ميكنم و بعد از سلام اميدوارم كه حال مبارك شما خوب باشد و اينك كه در حال خداحافظى با شما هستم اميدوارم كه مرا ببخشيد و كارهاى را كه براى من انجام داده ايد و زحماتى را كه كشيده ايد فوائد آنرا از خداوند متعال خواسته باشيد و برايم ناراحتى نكنيد، خدمت مادر مهربانم سلام و بعد از سلام اميدوارم كه در پناه الله به زندگى خودت ادامه بدهيد. مادرم شما كه مرا بزرگ نموده اى و از شيره جانت را به من داده اى و تو اى كه در شبهاى سرد زمستان و گرم تابستان كم خوابى مى كرديد و در آن شبها كه من گريه مى كردم و مزاحم خواب شما ميشدم و آن زحمات بسيار فراموش نشدنى كه برايم انجام داده ايد اميدوارم كه مورد تقدير خداوند قرار گرفته باشد.

مادرم وصيتم بر تو اين است كه بر سر مزار من گريه نكنيد تا دشمن شاد شود، مادرم ما همه امانتى هستيم كه در دست شما مادرها قرار داريم امانت كه نبايد هميشه در دست شما باشد، بالاخره يك روز بايد بصاحبش بر گردانيد چه بهتر است كه در راه او و براى او هم كه شده بصاحبش بر گردانيد باز هم تكرار مى كنم گريه نكن تا من در كنار شهيدان ديگر احساس ناراحتى نكنم، گريه نكن تا من هم سر بلند و خودت هم سر بلند پيش على اكبر امام حسين و تو هم پيش حضرت زهرا(س) رو سفيد باشيم.
اما وصيتم به شما برادرم روح اله كه در سنگر مدرسه درس ميخوانى بدرس خودت ادامه بده آن قلمى كه در دست تو هست مانند اسلحه من است. تو بر قلمت، فكرت، زبانت و پيروى از پيام رهبرت با آمريكا و ايادى داخلى مى جنگى و من با اسلحه اى كه در دست دارم مى جنگم.
اما وصيتم به تو اى خواهر گرامى: وصيتم نسبت به تو اين است كه هرگز برايم گريه نكنيد و غم عزا در دل خود ننشانيد و دشمن را خوشحال نكنيد كه آن روسرى سياه و چادر سياه رنگت كوبنده تر از خون سرخ من است كه بر زمين مى ريزد و گلهاى صحرا كردستان را آبيارى ميكند و اين خون اباعبدالله حسين است كه جوانان را اينگونه به جوش و خروش مياورد. تو هم مثل زينب باش و استقامت كن به هيچ وجه برايم گريه نكنيد.
اما وصيتم به همسرم اين است: همسرم تو كه مى دانى كه من ديگر نبايد به تو چيزى بگم چون تو خودت راضى بودى كه من به جبهه بيايم حالا آن استقامت و رشادت را خودت مى دانى كه چطور انجام دهى تو هم مثل خانواده شهداى ديگر مثل كو استوار بر اين غم ثابت قدم باش و هيچگونه ناراحت نباش و اين را خدمت شما همگى عرض مى كنم كه تمام بديهايى را كه نسبت به شما انجام داده ام به بزرگى خودتان مرا ببخشيد.                والسلام عليكم و رحمة و بركاته   روز شنبه 26 مهر 62

مركزاسنادبنيادشهيدوامورايثارگران/
انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده