اينجانب كمال الدين مولايى بر حسب احساس مسؤليتى كه كردم بسوى جبهه شتافتم تا دين خود نسبت به اسلام ادا كنم و اگر لياقت داشته باشم خون ناقابلم را در درجه اول فداى اسلام و بعد فداى وطن كنم. و بر اين اساس سخنى چند با شما امت قرآن دارم هر چند من در برابر شما سيل خروشان قطره هاى كوچك بيش نيستم.
خون ناقابلم را فداى اسلام و فداى وطن مى كنم
وصيت نامه شهيد كمال الدين مولايى كه نويد شاهد مازندران براى نخستين بار آن را منتشر كرد كه در ادامه به آن مى پردازد؛

شهيد كمال الدين مولايى فرزند جلال الدين در دوم آذر سال 1347 در شهر بابلسر به دنيا آمد. شهيد كمال الدين دومين فرزند خانواده و اولين پسر بود.در دوران تحصيلى راهنمايى بود كه جنگ تحميلى آغاز گشت و او تنها همّ و غمّش جنگ بود و سعى و تلاش فراوان براى شركت و آن داشت ولى به دليل سن كم مانع اعزام او مى شدند. او همواره با خواندن دعاى اجابت از خدا مى خواست تا با رفتن به جبهه موافقت كنند و بلاخره اين دعاها مستجاب گشت و او همواره با دوستان صميمى و عاشق خود در آبان سال 62 به جبهه اعزام گشت و آنها را به كردستان بردند. تنها با گذشت يك ماه و اندى او را بسوى خود خواند. آنها براى اجراى عملياتى در تاريخ 11 آذر 1362 سوار بر خودروها شدند و بسوى دشمن پيش مى رفتند و با مين برخورد كردند. او و يكى از دوستانش شهيد شدند.

متن وصيت نامه شهيد؛
كسانى هستند كه وقتى بر آنان مصيبتى وارد شود گويند همه از خدائيم و به سوى او مى رويم.
و شما اى مؤمنين در مقام مبارزه با كافران خود را مهيا كنيد و تا آن حد كه مى توانيد از آذوغه و آلات جنگى و اسبان سوارى براى تهديد دشمنان خدا و دشمنان خود فراهم سازيد و رقوم ديگرى كه دشمن به آنها آگاه است نيز مهيا باشيد.(قرآن كريم)

منت خداى عزّ و جل كه طاعتش موجب قربت، و به شكر اندرش مزيد نعمت؛ هر نفسى كه فرو مى رود ممد حيات و چون مى گردد مفرّح ذات. ببين در هر نفسى دو نعمتى موجود و بر هر نعمتى شكرى است.
سلام بر مهدى(عج) و سلام بر نائب بر حقّش خمينى بت شكن كه با انقلابى كه بر پا فرمودند راهگشاى انقلاب مهدى(عج) گشتند و ملت ايران را از پائين ترين و پست ترين جاها به بلندترين جاها آوردند و جوانانى را كه در گذشته بغير از عده معدودى بقيه به راههاى فساد كشيده شده بودند را چنان پرورش داده بودند كه اكنون با ميل و اراده خود به جبهه هاى نبرد حق عليه باطل مى شتابند و به شهادت مى رسند. و سالار شهيدان كه با نثار خون خود درخت پر بركت اسلام را هر لحظه تنومندتر مى كنند و مسؤليت ملت را سنگين تر.
و سلام بر امت شهيد پرور كه با پروريدن جوانان غيور وكمك به جبهه هاى جنگ روى اسلام را سفيد كردند.

اينجانب كمال الدين مولايى بر حسب احساس مسؤليتى كه كردم بسوى جبهه شتافتم تا دين خود نسبت به اسلام ادا كنم و اگر لياقت داشته باشم خون ناقابلم را در درجه اول فداى اسلام و بعد فداى وطن كنم. و بر اين اساس سخنى چند با شما امت قرآن دارم هر چند من در برابر شما سيل خروشان قطره هاى كوچك بيش نيستم. در درجه اول هيچگاه دست از امام امت بر نداريد و در درجه دوم به كمك هاى بى دريغ خود به اسلام و جبهه ها ادامه دهيد و خود با دست خود جوانان خود را به جبهه ها بفرستيد كه خداوند اجر عظيمى به شما عطا مى نمايد.
خدا جان و مال اهل ايمان را به بهشت خريدارى كرده، آنها در راه خدا جهاد مى كنند كه دشمنان دين را بكشند يا خود كشته شوند. اين وعده اى است كه در تورات و قرآن آمده است.

بارالها در اشك ديدهام در سوز سينه ام، در طبش قلبم، در نمازهايم، در لحظه لحظه زندگانيم، تنها تو را ميپرستم و از تو كمك مى خواهم، پس مرا در راه راست هدايت فرما كه همان راه انبياست؛ و اگر لياقت دارم مرا به سوى خود ببر.    «والسلام و من الطيع الهدى»

مركزاسنادبنيادشهيدوامورايثارگران/
انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده