شهيد ناصر صادقى فرزند نصرت اله در پنجم خرداد ماه 1347 در يك خانواده مذهبى و كم درآمد در شهرستان آمل به دنيا آمد. شهيد خود به جبهه مى رفت و ديگران را نيز تشويق به رفتن به جبهه مى كرد و مى گفت: جبهه جايى است كه انسانها را وى سازد و معنى زندگى و عزت و مردانگى را به آدمى نشان ميدهد.
شهيد ناصر صادقى؛ جبهه جايى است كه انسانها را وى سازد
نويد شاهد مازندران: شهيد ناصر صادقى فرزند نصرت اله در پنجم خرداد ماه 1347 در يك خانواده مذهبى و كم درآمد در شهرستان آمل به دنيا آمد. مقطع ابتدايى را در مدرسه «جلالى» آمل تحصيل نمود و مقطع راهنمايى را در مدرسه شهيد «هدايت اله صابر» آمل به پايان رسانده و چون علاقه شديدى به كار داشت و مى ديد پدرش كارگر ساده مى باشد و در هزينه خانواده مشكل دارد، لذا بعد از به اتمام رساندن دوره راهنمايى مشغول كار در يك قنادى در شهر آمل شد و كمك خرج خانواده اش گرديد.

شهيد ناصر صادقى در سال 1360 وارد انجمن اسلامى قادى محله شد و عضو انجمن اسلامى گرديد و در انجمن اسلامى فعاليت زيادى از نظر فرهنگى و تبليغاتى داشت. تا اينكه در سال 1360 هنگامى كه درگيرى شديدى بين منافقين و حزب اله محل روى داد شهيد ناصر صادقى همچنان سّدى در مقابل آنها ايستاد و تا حدى كه منافقين به انجمن اسلامى حمله ور شدند و زمانى بود كه خود به تنهايى داخل انجمل اسلامى بود و منافقين با تعداد زيادى به انجمن حمله ور شدند و شهيد ناصر صادقى را مورد حمله قرار دادند در حاليكه او در مقابل آنها مى ايستاد و جواب دندان شكنى به آنها ميداد.

شهيد شهر هفته در دعاى روح بخش كميل و دعاى توسل شركت مى نمود و در تمام عزادارى هايى را كه در مساجد بر پا مى شد شركت فعالانه داشت و هر هفته روز جمعه در نماز جمعه شركت مى كرد و علاقه ى شديدى به امامان و ائمه اطهار داشت و ديگران را نيز به شركت در نماز جمعه و دعاى كميل و توسل تشويق مى كرد. وى علاقه شديدى به امام داشت و هميشه به جنشان دعا مى كرد. با اينكه سن كمى داشت در جبهه هاى جنگ شركت كرد و بر عليه دشمنان مبارزه مى كرد. شهيد صادقى علاقه شديدى به خانواده اش داشت و به پدر و مادرش عشق مى ورزيد و در امر و اطاعت شان بود.

شهيد صادقى خود به جبهه مى رفت و ديگران را نيز تشويق به رفتن به جبهه مى كرد و مى گفت جبهه جايى است كه انسانها را مى سازد و معنى زندگى و عزت و مردانگى را به آدمى نشان ميدهد تا جايى كه مى گفت جبهه سنگر است كه اجاره اش خون است. هميشه برادران و خواهرانش را به نيكى به ديگران تشويق مى كرد. شهيد ناصر بعنوان پاسدار افتخارى در سپاه آمل فعاليت داشت و چندين مرتبه از طرف سپاه آمل به جبهه عزيمت كرد. دوستانش را با شرايط ايمانى بودن و شهامت داشتنى انتخاب مى كرد و از دوستان ناباب و غير منطق دورى مى كرد. دوستانش را تا جايى كه مى توانست تشويق و ايمان آوردن به جبهه و مبارزه عليه دشمنان اسلام دعوت مى كرد.

شهيد وقتى كه براى آخرين بارى كه براى رفتن به جبهه، از درب منزل خارج مى شد چشمانش پر اشك شد. انگار مى دانست كه ديگر بر نمى گردد. طى چندين بار به جبهه هاى حق عليه باطل از جمله عمليات كربلاى 4 شركت نمود، سرانجام در عمليات كربلاى 5 در 23 دى ماه سال 1365 در جبهه شلمچه شربت شهادت را نوشيد و به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

مركزاسنادبنيادشهيدوامورايثارگران/
انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده