به خدا سوگند می خورم که راهم را آگاهانه و عاشقانه انتخاب نمودم و در آن قدم گذارم. همانطوری که سرورم امام حسین (ع) در مقابل کفر ایستادگی کرد به پیروزی از او ایستادگی خواهم کرد و خون ناقابلم را برای برقراری اسلام و قرآن هدیه می کنم.
نويد شاهد مازندران مرورى دارد بر وصيت نامه شهيد «صديف اسماعيل پور» كه در ادامه به آن مى پردازد؛
به خدا سوگند می خورم که راهم را آگاهانه و عاشقانه انتخاب نمودم
شهيد صديف اسماعيل پور فرزند اصغر در تاريخ سوم آبان ماه سال 1344 در خانواده ای مذهبی و روحانی در روستاى معلم كلا بابل چشم به جهان گشود. او براى اولين بار در تاريخ بيستم بهمن ماه 1360 به مدت 2 ماه و 11 روز از سوی بسیج بابل به عنوان تک تیرانداز به جبهه ی مریوان اعزام شد. پس از بازگشت از مریوان ترک تحصیل نموده و خود را برای اعزام مجدد به جبهه آماده كرد. صدیف در عملیات هایی چون حصر آبادان، رمضان، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر4، با مسئولیت هایی چون مسئول دسته، فرمانده ی گروهان، جانشین گردان مسلم ابن عقیل شرکت نمود. سرانجام پس از چند سال حضور مستمر در جبهه و شرکت در عملیات های متفاوت در عملیات والفجر6 در منطقه ی عملیاتی دهلران با سمت جانشین گردان مسلم ابن عقیل در تاریخ 5 اسفند 62 به آرزوی دیرینه اش یعنی شهادت نائل آمد.

متن وصيت نامه شهيد:
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان
«و من الناس من یشتری نفسه تیقاء مرغات الله و الله رئوف بالعباد»
بعضی از مردانند که جان خود را در راه رضای خدا درگذرند خدا دوستدار چنین بندگان است. «قرآن کریم»
با درود و سلام به پیشگاه ولی عصر منجی انسانها امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام امت و با سلام به شهیدان صدر اسلام تاکنون و با دورد فراوان به شما مردم حزب الله.
شاید این آخرین سلام و حجتم با شما باشد، چون راهی را قدم نهادم که آفریدگار می خواهد بندگانش در آن قدم بنهد، من می روم تا بقیه عمر خودم را فدای یک لحظه عمر امام سازم. ای امت شهید پرور زمان فرج امام زمان (عج) فرا رسیده است شمشیر عدالت به دست نائب خود داده تا زمینه فرج اش را آماده سازد تا عاشقان امام به سوی پیشوای خو بروند من می روم تا جان خود را در پیش دوستانم تسلیم خداوند نمایم. همچنین برادر همرزم من شهید آقاجان پور و رحیم سلیمانی و سایر شهیدان که جان خود را در جلوی چشم تسلیم خداوند تبارک و تعالی نمودند من از خدا می خواهم ما را در صف شهیدان درگاهش جای دهد. انشاءالله

من تا به این سن عمر کردم، دیگر عمر من پایان یافت خدا خواست تا بقیه عمرم را فدای یک لحظه عمر امام سازم چون شعارم این بود خدایا هر لحظه عمر ناقابل ما را بکاه به عمر امام عزیز ما بیفزای من این شعار را از درون قلب می گفتم و به عهد خود وفا کردم. خدا که از کشته شدن ما هیچ نیازی ندارد. (الله و صمد)

خدا بر همه چیز بی نیاز است خداوند می فرماید: دو راه برای شما قرار دادم یکی حزب الله و دیگری حزب شیطان یکی را انتخاب کنید. من بنا به فرموده خداوند راه اولی را که حزب الله باشد انتخاب کردم چون خدا برای روشن کردن احکام اسلام پیامبران و رسول فرستاد تا در راه خدا و راه شیطان را به ما نشان دهد.

خدا پیغمبر فرستاد و حق را مانند آب صاف و زلال به ما نمایانده و خداوند در قرآن کریم می فرماید: تنازع فتقشلو یوریحکم هرگز راه خلاف و تنازع نپویید که قدرت و عظمت شما از بین خواهد رفت.
خوشا به حال کسی که جانش را فدای رضای خدا نماید. رهبر آزادگان و سرور شهیدان حسین (ع) به ما آموخت صبر و درس استقامت را آموخت. جبهه مدرسه عشق و شهادت و حسین (ع) معلم کلاس است در این زمان جنگیدن با دشمن را از نائب حسین (ع) امام امت باید آموخت چون راه او را حسین و راه حسین راه مولای متقیان علی (ع) است و راه علی راه رسول خداست و راه پیامبر همان راه الله است. همانا امام سجاد (ع) می فرماید: القتل لنا عباده و کرامتها شهاده، کشته شدن در راه خدا عبادت ماست و شهادت گرامیتان باد.

مادرم خوشحال هستم از این که توانسته ام به ندای نایب حسین زمان که از کربلای ایران برخاسته و پیامی در وجودم زمزمه می کرد (بصدای هل من ناصر ینصرنی) را لبیک گویم و در راه یاری اش قدم بگذارم و نیز به خدا سوگند می خورم که راهم را آگاهانه و عاشقانه انتخاب نمودم و در آن قدم گذارم. همانطوری که سرورم امام حسین (ع) در مقابل کفر ایستادگی کرد به پیروزی از او ایستادگی خواهم کرد و خون ناقابلم را برای برقراری اسلام و قرآن هدیه می کنم مادرم در مرگ من کمتر گریه کن. زیرا راهی قدم نهادم که خدا بر همه چیز قادر است. شما با صبر و بردباری خودتان مشت محکمی بر دهان یاوه گویان و دشمنان اسلام بزنید و برای نابودی آنان از روحانیت مبارز پشتیبانی کنید.

یک وصیت به امت حزب الله دارم؛ ای امت حزب الله قدر این رهبر قلب تپنده هزاران معلول و مجروح را بدانید تا از بند ستمگران رهائی یابید. مبادا بی وفائی کنید مبادا دل امام را به درد آورید همگی این شعار را بدهید. اما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند. کمک به جنگ زدگان یادتان نرود در نماز جمعه همیشه شرکت کنید مخصوصاً غروبها در مسجد محل مان و اینک سفارشی به خواهران دارم. خواهران حزب اللهم شما وظیفه دارید پیام خون شهیدان را با گریه هایتان به تمام جهان صادر کنید همانند حضرت فاطمه (ع) با گریه خود به ندای اسلام را به تمام کره زمین رسانده شما با حجابتان می توانید خون شهیدان را آبیاری کنید.

خواهرم ای شاگرد زینب سیاهی چادر تو بیش از سرخی خون من پشت دشمن را می شکند. با رعایت کردن حجاب می توانید در پیش پروردگار جهانیان و در پیش فاطمه (س) و حضرت زینب (ع) سربلند باشی در آخر چند دعا می کنم شما از ته قلب جواب بدهید.

خدایا ستاره ها را از ما گرفتند تو خورشید درخشنده اسلام را نگهدار (آمین).
خدایا خدایا ناطق اسلام ما حسین زمان ما را تا ظهور مهدی (عج) برای امت اسلام نگهدار.
خدایا تو شاهد باش من قطره خون ناقابل خود را در راه اسلام فدا کردم و ما را در صف شهیدان درگاهت قرار بده. آمین.
خدایا ببخش کسانی را که مصالح دنیا را فدای اسلام و قرآن و آخرت نمودند.
               والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مركزاسنادبنيادشهيدوامورايثارگران/
انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده