وصيت نامه؛
اى برادران راه جبهه باز است هرچه زودتر خود را برسان وگرنه سرباز امام زمان نيستى و امروز جبهه حكم كشتى نوح را دارد كه اگر به كشتى درنيايى، نجات نخواهى يافت و بايد زودتر خود را در صف اين كشتى بان وارد كنى كه اين صف، صف نجات است.
نويد شاهد مازندران مرورى دارد بر وصيت نامه شهيد «خليل اسماعيلى» كه در ادامه به آن مى پردازد؛
شهيد خليل اسماعيلى؛ جبهه حكم كشتى نوح را دارد
شهيد خليل اسماعيلى فرزند عبدالله در تاريخ پنجم آذرماه سال 1344 در محمودآباد چشم به جهان گشود. وى تحصيلات خود را تا مقطع دبیرستان، در رشته ادبیات ادامه داد. سرانجام خليل در تاریخ 5 اسفند 1362 در مرحله اول عملیات والفجر6 در منطقه دهلران، به درجه شهادت نائل گشت.

متن وصيت نامه شهيد:
السلام عليك يا اباعبدالله (ع)
با درود و سلام به رهبر كبير انقلاب اسلامى، رهبر مستضعفين جهان و درهم كوبنده ستمگران و با درود و سلام به رزمندگانى كه جان پاك خود را در راه خدا فدا مى كنند و با درود و سلام بر امام زمان (عج) منجى عالم بشريت كه بايد پرچم اين نظام اسلامى به دست او سپرده شود. اما مسائلى را بايد عرض كنم كوتاه و مختصر در چند جمله مى گويم.

من كسى نبودم كه كوركورانه مسير را انتخاب كرده باشم بلكه من هدف را شناختم و به دنبال هدف رهسپار ميدان هاى خطر شدم و به دشمنان اسلام مى گويم اگر جنازه ام به دست شان افتاد، ببينيد كه من دستهايم مشت و چشم هايم باز و دهانم باز است كه با مشتم فرياد دارم و با چشم بازم راه صحيح امام را انتخاب كردم و دهان بازم نشانه ى فرياد لااله الاالله است كه به هيچ قدرتى غير از او سازش و تسليم نشان نخواهد داد.

برادران محلى ام؛ آن زمانى كه امام حسين (ع) غريب بود و لشكرى نداشت، صداى هَل مِن ناصر يَنصُرنى را سرداد و تو اى برادر و هم محلى و امت شهيدپرور به اين ندا پاسخ بده. راه جبهه باز است هرچه زودتر خود را برسان وگرنه سرباز امام زمان نيستى و امروز جبهه حكم كشتى نوح را دارد كه اگر به كشتى درنيايى، نجات نخواهى يافت و بايد زودتر خود را در صف اين كشتى بان وارد كنى كه اين صف، صف نجات است.

برادران انجمن اسلامى و پايگاه بسيج؛ قدر همديگر را بدانيد. در صفى متحد كار كنيد كه امروز، روز يارى اسلام است و تفرقه و جدايى كار شيطان است و اگر مى خواهيد به پيام شهدا پاسخ دهيد، بسيج را محكم بچسبيد كه اين لشكر جندالله است و سربازى در آن افتخار است.

برادران؛ هيچ وقت امام را تنها نگذاريد. چون در قيامت بايد جوابگو باشيد و براى ما پاسداران شهادت و زنده ماندن كه رضاى خدا در آن باشد. افتخار است و به قول امام امت ما مثل امام حسين (ع) وارد جنگ شديم و اگر خدا خواست، شهيد مى شويم كه بسى افتخار بزرگتر است.

و تو اى پدرم و اى مادرم؛ مى دانم كه تحمل مرگ من سخت است. امّا شما خدا را درنظر بگيريد. تنهايى اسلام را در نظر بگيريد. كربلاى امام حسين (ع) را درنظر بگيريد و خودتان را قانع كنيد. زحمات زيادى براى من كشيديد. اميدوارم مرا ببخشيد و عذرم را بپذيريد و اگر مى خواهيد گريه كنيد، در خانه گريه كنيد. و به خواهرانم و به عمو و دايى ها و عمه و خاله نيز سفارش مى كنم مبادا صداى گريه شان به بيرون درج كند كه من راضى نيستم و بر قبر من هم گريه نكنيد.

و شما اى برادرانم؛ اميدوارم كه راهم را ادامه دهيد و اسلحه بر زمين افتاده مرا به دوش گيريد چون كه راه ما راه خداست و در اين راه فعاليت زياد كنيد و خدا و امام را فراموش مكنيد و جبهه از همه امور افضل است و در جهت تقويت آن گام برداريد.

در خاتمه از همه دوستان و آشنايان و بستگان تقاضاى عفو و بخشش را دارم. به اميد فتح نهايى كربلا و ديدار در صحن و سراى حضرت امام حسين (ع).
خدايا، خدايا تا انقلاب مهدى، خمينى را نگهدار.
(والسلام) پاسدار و سرباز حقير اسلام، خليل اسماعيلى  28 بهمن 1362

انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده