شهيد گل بابا قربانزاده (على روشن) در قسمتى از وصيت نامه اش مى نویسد: من به منظور احياى دينم و تداوم انقلابم به جبهه مى روم، نه به خاطر انتقام يا نام و مقام. خدايا، از تو مى خواهم كه توفيق شهادت را نصيبم كنى. مرگ پر افتخارى كه تنها آرزوى من است.
نوید شاهد مازندران: شهيد گل بابا قربانزاده (على روشن) در قسمتى از وصيت نامه اش مى نویسد: من به منظور احياى دينم و تداوم انقلابم به جبهه مى روم، نه به خاطر انتقام يا نام و مقام. خدايا، از تو مى خواهم كه توفيق شهادت را نصيبم كنى. مرگ پر افتخارى كه تنها آرزوى من است.
به منظور احياى دينم و تداوم انقلابم به جبهه مى روم (16 فروردین)
شهيد گل بابا قربان زاده در تاريخ 19 دى 1340 در روستاى «گُل خيل» از توابع شهرستان نكا چشم به جهان گشود. گل بابا در سال 1361، به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در آمد. او در همين سال 61، برای مدتی به عنوان مسئول حفاظت اطلاعات، مشغول خدمت بود. سرانجام گل بابا در تاريخ 15 فروردين 1362  در منطقه «جفير»، به ضيافت معبود شتافت و در گلزار شهداى زادگاهش به خاك سپرده شد.

متن وصيت نامه شهيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
هم اكنون كه اينجانب گل بابا قربانزاده (على روشن) متولد 1340 ساكن روستاى گل خيل، سعادت آن را يافتم تا بتوانم به يارى پروردگار در كنار ساير برادران در سنگر جهاد براى پيكار با دشمنان اسلام و انسانيت به نبـرد بپــردازم. ودِينى را كه در قبـال انقـلاب اسلامی بر دوش داشته ام بتوانم به نحو احسن اداء نمایم. لـذا گـام در راهـى برداشته ام، كه سرور شهيدان حسين بن على (ع) معلم بزرگ شهادت به ما آموخت كه مشتاق آزادى اواسارت اين دنياى زود گذر و پرواز در فضاى لايتناهى ايمان براى شتافتن به لقاءالله باشم. در اين راه با اسلحه شهادت زنجيرهاى بندگى را گسيخته و اسماعيل وار، وارد قربانگاه عشق الهى جان باختنم تا به سعادت ابدى نائل آيم. خدايا، اينك به يادتو و به منظور احياى دينم و تداوم انقلابم به جبهه مى روم، نه به خاطر انتقام يا نام و مقام.

خدايا، از تو مى خواهم كه توفيق شهادت را نصيبم كنى. مرگ پر افتخارى كه تنها آرزوى من است. به خدا قسم سعادت خود را در شهادت خويش مى بينم. شايد لايق شهيد شدن نباشم، زيرا كه شهيد مقام والايى دارد و من فردى گناهكارم. خدايا، عشق به يگانگى در من رشد كرده است و به سوى تكامل مى رود. الهى، مى دانم كه كرم و فيض و بخشش تو نسبت به تمام بندگانت بسيار است، از تو مى خواهم كه فيض و كرمت را متوجه عمر رهبر نمائى و به ايشان عمر طولانى عطا نمائى تا مستضعفين جهان بتوانند در سايه اين عالم مبارز رشد نمايند و شيطان ها را نابود سازند.

پـدر و مادر عزيزم، ما امانتى هستيم نزد شما، فكر نكنيد صاحب اصلى من شما هستيد، صاحب اصلى من پروردگار است، شما امانت دار او هستيد، صاحب امانت هر وقت آمد و امانتش را خواست بايد بدون درنگ آن را تحويل بدهيد. پدر و مـادر مهربانم از شما مى خواهم در صورتى كه من شهيد شدم، جامه سياه برتن نكنيد، و براى من ماتم نگيريد، زيرا كه اين راه را خود انتخاب كرده ام، و به سويش رفتم و سرانجام به آرزوى ديرينه خود كه همان شهادت است رسيدم و هم اکنون در نزد معشوقـم هستم چـه گـوارا و چـه خـوب و شيرين است، شريت شهادت. شهادتى كه در راه مبارزه حق بر باطل و به فرمان امام امت زعيم عاليقدر خمينى بت شكن باشد.

از ملت رزمنده بزرگ خواهانم كه فقط خط الله و راه روح الله را ادامـه دهنـد. كه تنها راه سعادت فقط همين است. با اين كه مى دانيم فرمانده كل قوا امام زمان (عج) مى باشد، ديگر چه غم و گرفتارى داريم كه بتوانيم تمامى ابرقدرت هاى شرق و غرب و نوكران استعمار را با وسيله مكتب الهى از بين ببريم، و حكومت الله را برروى كار بياوريم.

اى ملت اسلام، اى ملت ايران، هرگز فريب منافقين و روشنفكران غرب زده و شرق زده و فتنه جويان و مفسدان را نخوريد و روحانيت مبارز و اصيل و در خط ولايت فقيه را حامى باشيد.

پدر و مادر، برادران و خواهران عزيزم، از اين كه نتوانستم به وظيفه خود نسبت به شما عمل نمايم، اميدوارم بنده را مورد قرار داده و از من راضى باشيد.
   
والسلام، اهواز- جفیر 7 فروردين 62   
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

انتهای پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده