نويد شاهد مازندران مرورى دارد بر وصيت نامه شهيد سهراب تجويدى كه در ادامه به آن مى پردازد.
مرورى بر وصيت نامه شهيد سهراب تجويدى
نويد شاهد مازندران مرورى دارد بر وصيت نامه شهيد سهراب تجويدى كه در ادامه به آن مى پردازد؛

شهيد سهراب تجويدى فرزند نادر، در نهم ارديبهشت ماه سال 1339 در روستا خواچك از توابع شهرستان نوشهر چشم به جهان گشود. وى تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم ادامه داد و عازم خدمت مقدس سربازى شد و در ارتش شروع به خدمت نمود. سهراب در تاريخ 28 فروردين 1367 در منطقه اى از رود كرخه به درجه شهادت نائل آمد.

متن وصيت نامه شهيد:
به نام خداوند بخشنده مهربان 
الهى سينه اى ده آتش افروز                     در آن سينه دلى و آن دل همه سوز 
خدايا، كه كريمى و بزرگى، مى دانم كه مى دانى، خطا كارم و با اينكه سخت به وجودت اعتقاد دارم، در پرستش تو كوتاهى به خرج دادم. اكنون كه دريافته ام وجود هر كس در دنيا براى آزمايش و سنجش زندگى او مى باشد و اينك در اين برهه از زمان كه دنيا گرفتار نامرديهاى گوناگونى شده، اطمينانى به يك لحظه از آن نمى شود داشت. چه بهتر كه حالا تا زنده هستم براى بازماندگان خود وصيت كنم باشد كه به مورد اجرا در آيد.

من سهراب تجويدى فرزند آقاى نادر تجويدى وصيت مى كنم هر چه از ماديات در جهان به جا مى گذارم پدر عزيزم آن را هر طور كه مى داند به مصرف برساند. اما از نظر معنويات اينكه در زير مى نويسم اجرا شود. چون دوست داشتم تمام دنيا را از دوستى و عشق و صميميت انباشته ببينم. مى خواستم مردمش را راغب به اين كار برگردانم ولى چون موفق نشدم اين كار را انجام دهم.
از شما خانواده ام و دوستان و آشنايان تقاضا مى كنم، جامعه كوچك خودتان را از محبت پرسازيد. اگر دوستم داريد خواهش مى كنم نسبت به من احساس ترحم و دلسوزى نكنيد. گمان نكنيد حال اگه در اين دنيا نيستم مرده ام، من شايد لياقت بهشت را نداشته باشم اما هرچه كه بودم تلاش بر اين داشتم كه جهان را بهتر ببينم، در هر صورت من در ياد شما زنده خواهم ماند. اگر دلتان شاد مى شود، بخنديد، در هر دو صورت من هم شاد خواهم شد. اگر دوست مى داريد با تمام وجود دوست داشته باشيد و كارى كنيد كه كسى را كه بيشتر از همه دوست داريد هميشه خوشحال كنيد. حتى اگر خودتان ضرر ببينيد. دو روز دنيا به غم خوردن نمى ارزد. نمى گويم غصه نخوريد براى آواره گيها و دربدرهاى بعضى انسانهاى محتاج، بايد غصه خورد چرا كه دارند از ميان مى روند. به همديگر خيانت نكنيد حتى به اندازه يك مولكول و از همه كسانى كه بويى از محبت و صفا برده اند جانم به فداى همه آنها.
اميدوارم هر كسى از من غمى بدل گرفته و باعث ناراحتى اش شدم مرا ببخشيد و بر مزارم اگر آمده نفرينم نكنيد. شما را به خدا مرا ساده به خاك بسپارند. اين را بدانيد كه حتى حاضر نيستم مزارم را تزئين كنيد، به هيچ وجه. فقط هر كسى كه به مزارم مى آيد، چون عاشق طبيعت بوده ام برايم ساقه يا شاخه گل و سبزه بياوريد كه هم باعث خوشحالى روح و هم نشانه دوستى خواهد بود. سخن به دراز كشيد و حرفهاى ناگفته بسيار ولى چاره چيست بايد پايان دهم، در اينجا براى همه انسانهاى خوب دنيا آرزوى بهروزى و باز هم اضافه مى كنم مرا در زادگاهم (خواچك) دفن كنيد كه بوى خاك وطن بوى عشق است. 

جهان از لوث موجودات بد پاكيزه خواهد شد       اگر باشد به دلها نور ايمان به سر سوداى بهروزى 
گلستان مى شود دنيا زمانى كه رسد آن مهدى موعود         همه با هم دمادم سر دهيم آواى پيروزى 

اگر كسى در دنيا واقعا مرا دوست بدارد اين را بداند كه قلبم متعلق به او خواهد شد همه را دوست دارم.                       «والسلام»

مركزاسنادبنيادشهيدوامورايثارگران نوشهر/
انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده