شهيد دانش آموز؛
شهيد بهمن ابراهيمى فرزند على در نوزدهمين روز از شهريور ماه سال 1351 در روستاى مرزيكلاى منطقه بابل كنار از توابع شهرستان بابل پا به اين جهان خاكى نهاد. جهت آمادگى رزمى به آموزش نظامى روانه گرديد و اين دوره سخت و جانفرسا را با موفقيت سپرى كرد و بدون آن اعضاى خانواده را در جريان امر بگذارد به هر شيوه اى كه شد جهت اعزام به جبهه هاى جنگ تحميلى ثبت نام نمود.
گذرى بر زندگى نوجوان دلاور شهيد بهمن ابراهيمى
نويد شاهد مازندران: شهيد بهمن ابراهيمى در نوزدهمين روز از شهريور ماه سال 1351 در روستاى مرزيكلاى منطقه بابل كنار از توابع شهرستان بابل پا به اين جهان خاكى نهاد. پدر و مادرش، على و مهرانگيز نام داشتند.
پدرش به شغل كشاورزى اشتغال داشت و بعدها نيز جهت سهولت در تهيه معاش خانواده به پيشه شريف نانوايى نيز روى آورد.
شهيد بهمن از همان ابتدا فردى مبادى آداب، متواضع و خوش مشرب بود و بسيار شكيبا صبور در نزد ديگران جلوه مى نمود و آنقدر آرام بود كه كسى قادر نبود او را به خشم آورد و عصبانى اش كند.
هنوز پا به مدرسه نگذاشته بود كه با شنيدن روضه و ذكر مصائبى كه بر فرزندان رسول الله و بخصوص سيد و سالار شهيدان گذشت، قرار از كف داد و آهسته آهسته، اشك از ديدگان جارى مى ساخت.
دوران ابتدايى را در دبستان روستا با موفقيت گذراند و جهت ادامه تحصيلات در مدرسه راهنمايى تحصيلى ثبت نام نمود.
بهمن، همزمان به مبادرت به تحصيل در فعاليت هاى سياسى و عقيدتى و همين طور عضويت و همكارى با انجمن اسلامى و پايگاله مقاومت غفلت نمى ورزيد.
اهل مطالعه بود و به كتاب هاى استاد شهيد سيد مرتضى مطهرى و همين طور شهيد محراب دستغيب علاقه اى خاص داشت و از خواندن آن غافل نمى ماند.
شهيد نستوه از اعضاى فعال حوزه مقاومت حضرت مهدى و پايگاه امام حسن عسگرى بود و به همراه ديگر بسيجيان در ماموريت هاى ايست و بازرسى و گشت هاى شبانه حاضر مى شد و با جديت به انجام ماموريت محوله مباردت مى نمود.
جهت آمادگى رزمى به آموزش نظامى روانه گرديد و اين دوره سخت و جانفرسا را با موفقيت سپرى كرد و بدون آن اعضاى خانواده را در جريان امر بگذارد به هر شيوه اى كه شد جهت اعزام به جبهه هاى جنگ تحميلى ثبت نام نمود. جهت شروع ماموريت بى تابى مى كرد و آرام و قرار نداشت.
سرانجام چشم انتظارى هايش به پايان رسيد و خانواده را در كار انجام شده قرار داد و با كاروان ديگر هم رزمان جهت شركت در عمليات كربلاى يك عازم جبهه هاى نور عليه ظلمت غرب كشور گرديد و قبل از آغاز عمليات جهت ساماندهى در منطقه بانه استقرار يافت.
اين نوجوان دلاور و مجاهد عارف در حين عمليات كربلاى يك در حالى كه تنها چهارده سال از عمر مباركش سپرى شده بود در چهاردمين روز از ارديبهشت 1366 به دعوت معبودش لبيك گفت و به ملكوت اعلا هجرت نمود.
پيكر مطهر اين نهال معطر هفت روز پس از شهادت در اولين رور ماه مبارك رمضان با حضور چشمگير مردم حزب الهى تشييع و در گلزار شهداى زادگاهش به خاك سپرده شد.

كتاب شگفتى شكوفه ها(على اكبر خاورى نژاد) صفحه 17/
انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده