شهيد زين العابدين كيانمهر فرزند محمداسماعيل در نهمین طلوع مرداد ماه سال 1338 در بهشهر به دنيا آمد. وى تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم در رشته طبيعى ادامه داد و موفق به اخذ ديپلم شد. او در 1 شهريور 1362 جامه پاسداری به تن کرد. سپس در 12 مرداد همین سال به عنوان فرمانده گردان چناره راهی غرب کشور شد.
گذرى بر زندگى پاسدار شهيد زين العابدين كيانمهر
نويد شاهد مازندران: شهيد زين العابدين كيانمهر فرزند محمداسماعيل در نهمین طلوع مرداد ماه سال 1338 در بهشهر به دنيا آمد و با به دنيا آمدنش گرمایی به کانون خانواده بخشید. اگرچه نام شناسنامه‌ای او «زین‌العابدین» بود، اما اغلب «چنگیز» صدایش می زدند.

دوره ابتدائی زین‌العابدین در دبستان «کمال‌الملک» زادگاهش «بهشهر» طی شد. سپس با گذر از مقطع راهنمایی، پایه اول متوسطه را در دبیرستان «انوری» و دیپلم رشته طبیعی را در دبیرستان «سعدی» بهشهر سپری کرد.

در بیان اوصاف اخلاقی زین‌العابدین، همین بس که همواره او را به صداقت و فروتنی می‌شناختند. علاو بر آن، در ادب و احترام نسبت به والدین نیز، زبانزد بود.
آشنایی با افکار امام خمینی و اختناق ناشی از حکومت پهلوی در کشور، زین العابدین را بر آن داشت تا همگام با دیگر انقلابیون، خواستار براندازی رژیم طاغوت شود. علاوه بر آن، او در توزیع اعلامیه‌های امام و نشر عقایدشان نیز، حضور گسترده داشت.
زین العابدین در دوران اشتغال در کارخانه چیت سازی بهشهر، مخفیانه به انجام فعالیت‌های سیاسی می پرداخت. با تشکیل کمیته و بسیج، فعالیت‌هایش را در پایگاه مقاومت میرزاکوچک خان جنگلی در گرجی‌محله بهشهر، در قالب ترغیب و تهییج جوانان، به حضور در صحنه‌های انقلابی تحقق بخشید. او در 3 تير 1358 در سمت فرماندهی دسته، راهی سیستان و بلوچستان شد.

در 22 بهمن 1358 نیز، به عنوان مسئول عملیات محور، در غائله گنبد و بندرترکمن حضور یافت.
زین‌العابدین در سال 1360 در کسوت جانشین واحد طرح و عملیات، راهی کردستان شد. یک سال بعد نیز، به سمت معاون عملیات منصوب گردید. اگرچه، با همان همت و حمیت گذشته، به دفاع از وطن پرداخت.
او در 1 شهريور 1362 جامه پاسداری به تن کرد. سپس در 12 مرداد همین سال به عنوان فرمانده گردان چناره راهی غرب کشور شد.
ناگفته نماند که حضور زین العابدین در جبهه کردستان، موجب جراحت و بستری شدن او به بیمارستان مریوان شده بود.

او که دفاع از آب و خاک را بر هر امر دیگری مقدم می دانست، همواره در جبهه‌های عملیاتی، دوشادوش دیگر برادران رزمنده‌اش، گرم پیکار با دلش بود. به گونه ای که دل از خانواده برداشته بود و تمام هَمّ و غمش، ظفرمندی اسلام بود و بس.

پدرش در مورد زين العابدين اينگونه مى گويد: «در هر شش ماه، یكبار به مرخصی می آمد. یک بار به او گفتم: پسرم! کارتان تمام نشد؟ باز می خواهی بروی؟ گفت: تا جنگ بر پا است، من هستم. فکر کن یک بچه ات را نداشتی. گفتم: من فکر می کنم که فرزندم را در راه خدا دادم؛ ولی به خودت و ما رحم کن. گفت: من از تو چیزی نمی خواهم؛ فقط می خواهم در جنگ شرکت کنم.»
و سرانجام، زین‌العابدین در 22 ارديبهشت 1364 در مریوان، به مقام شامخ شهادت دست یافت. سپس با تشییع بر شانه‌های اهالی شهر، در گوشه ای از گلستان شهدای «بهشت فاطمه» بهشهر آرام گرفت.

انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده