شهيد محمد رحمتى در بخشى از وصيت ناهمه خود مى نويسد؛ ما را از مرگ در راه هدف هيچ باكى نيست، زيرا در قاموس شهادت واژه وحشت نيست چون به حق هستيم و براى خدا مى جنگيم و اما من هدف و مقصد خود را روشن به قلم مى آورم. هدف و مقصد پيدا كردن يك محيط آرام و چند روزه نيست.
نويد شاهد مازندران مرورى دارد بر وصيت نامه بسيجى شهيد محمد رحمتى كه در ادامه به آن مى پردازد؛
ما را از مرگ در راه هدف هيچ باكى نيست
بسيجى شهيد محمد رحمتى فرزند محمود كه در تاريخ يكم خرداد ماه سال 1346 در شهرستان آمل به دنيا آمد. وى تحصيلات خود را تا مقطع راهنمايى ادامه داد. محمد در تاريخ 31 ارديبهشت ماه سال 1365 در منطقه حاج عمران بر اثر اصابت تركش خمپاره به درجه شهادت نائل گشت.

متن وصيت نامه شهيد:
بسم رب الشهدا و الصديقين
به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
حسين بن على(ع) فرمود: مردم بندگان دنيا هستند و دين ورد زبان آن هاست تا وقتى كه با زندگى مادى شان بسازند اما به هنگام آزمايش و گرفتارى ها ديندار كم است. ما را از مرگ در راه هدف هيچ باكى نيست، زيرا در قاموس شهادت واژه وحشت نيست چون به حق هستيم و براى خدا مى جنگيم و اما من هدف و مقصد خود را روشن به قلم مى آورم. هدف و مقصد پيدا كردن يك محيط آرام و چند روزه نيست. اگر من دنبال اين چيزها بودم، در شهر و روستاى خودم مى ماندم. هدف برپا كردن اسلام و نجات دادت مسلمين از چنگال ظالمان و استبدادگران و جهان خواران است. من نمى توانم بنشينم و ببينم مسلمان ها گروه گروه در زير ستم مستكبران و ظالمان شرق و غرب در آتش فقر از بين بروند. نمى توانم آرام بگيرم كه جمعيت بسيارى از دشمنان قرآن كتاب آسمانى رسول خدا (ص) و احكام آن را از بين ببرند. چون هدف ما برقرار كردن احكام قرآن و قانون حسين بن على (ع) است. همچنين هدف ما نجات دادن اسلام و مسلمين از چنگال استبدادگران و ستمگران است.

براى درهم فرو ريختن كاظم ظلم و ستمگرى از خانه و زندگى بيرون شدم. براى به پا كردن نهضت حسين بن على(ع) و سربلند كردن اسلام و مقررات اسلامى به شهر و ديار غرب و جنوب آمده ام. اينجاها آمده ام تا به دنيا بفهمانم كه ما را از مرگ در راه هدف هيچ باكى نيست، زيرا به حق هستيم و براى خدا مى جنگيم. دوست دارم كه در درد و رنج محرومين دنيا شريك باشم و همچون جانبازى خاكى براى نجات قدس بجنگيم تا به درجه شهادت كه براى جوانمردان زشت نيست، برسيم. آن هم شهادت در راه اسلام باشد.

جامه شهادت به تن جوانمردان چه زيباست. شيرين ترين لحظه زندگى پيروان حسين بن على (ع) هنگامى است كه جان خود را در ركاب نيك مردان آسمانى از دست بدهد. اگرچه در اين گيرودارها پيروزمندانه برگردد. ما با اين مبارزه خواستيم كه مسلمان و محرومان و مستضعفان را از چنگال شرق و غرب آزاد سازيم و چپاول گران و منافقان را از روى زمين برداريم و در پى حكومت اصيل اسلام و كتاب كه از خوت مولايش حسين(ع) جوشيده است را بخوانيم و بر تن جامعه خونين يا زيارت يا شهادت را بپوشيم. براى سكوت استبداد و ستمگرى و رسيدن به يك هدف الهى و مقدس قرآنى گران و سنگين بود. اما ارزش واقعى آن تمام دوراهى ها و سختى ها را آسان مى كند. صحيح هست كه در راه رسيدن به اين هدف مقدس بايد شهيد شد و كشته داد به اسارت بايد رفت، زيرا راهى جز صراط مستقيم نيست. جز چشم پوشى از اسلام و قرآن آن هم غيرممكن است اگرچه شهيد مى شويم و كشته مى دهيم و به اسارت مى رويم ولى نتيجه همان وعهده قرآن است كه به زودى خواهيم رسيد و چه نيكوست اين وعده قرآن و امام شما.

اى مردم كسانى كه دوست نداريد در نظام جمهورى اسلامى قدم مثبت برداريد و آن هايى كه در زير دامان زن و فرزند چسبيده اند، فقط به بهانه فرزندم.... فلان است يا مثلاً از ما گذشت خجالت نمى كشد. مولايم امام حسين (ع) پنجاه و پنج ساله بود كه به شهادت رسيد. حبيب بن مظاهر هفتاد و دو ساله بود كه به شهادت رسيد. حنظله قسيل الملائكه زمان ازدواج او بود كه به شهادت رسيد. چرا نمى آييد مدتى از زن و فرزند خود دور بشويد. مگر اين ها از آخرت شما بيشتر ارزش دارند؟ بياييد براى خدا و آخرت خودتان در راه آن ايزد منان جهاد كنيد. دروغ نگوييد كه پيروان حسين (ع) هستيد مگر اين چند روز دنيا چه ارزشى دارد كه وابسته شده ايد. دوست دارم زمين خدا زيراندازم و آسمان بلند رواندازم باشد و از تمام دنيا و متعلقات آن آزاد گردم.

اما پدر و مادر عزيزم؛ مى دانم در زندگى باعث زحمات شما شده ام. به هرحال حلالم كنيد. مطمئن باشيد فراموش تان نخواهم كرد. در شهادت من گريه شما طورى نباشد كه دشمن خوشحال شود.
برادران و خواهرانم؛ راه من را ادامه دهيد با زبان، با قلم و با عمل مواظب باشيد.
اما همسر گرامى ام؛ مى دانم در زندگى كوتاهم نتوانستم شوهر خوبى برايت باشم. مردن براى همه است چه خوب كه با شهادت و در قاموس شهادت باشد. فرزندم را خوب نگهدارى كن او را به تو سپردم پشتيبان اين انقلاب و روحانيت خط امام باشيد. لحظه اى از امام دور نباشيد.
و اما شما خواهران و مادران؛ قهرمانى زينب (س) در قبل و بعد از شهادت امام حسين (ع) در نجات اسلام از دست حكومت خودسرانه و جبارانه بنى اميه دنباله شهادت حسين بن على(ع) و حوادث كربلا سهم بسيار بزرگى داشته است. و شما خواهرانم و مادرانم بياييد زينب گونه باشيد. اى خواهران و مادران كوبنده تر از خون من، حجاب شماست.
خدايا، تو را شكر مى كنم كه غم را آفريدى و بندگان خالص را بر آن سنجيدى و اما در پايان مرا در زادگاهم دفن كنيد. به خدا قسم به خاطر شهدا ميخواهم در روستاى خودم پيش شهدا دفن بشوم والّا هرگز اين را نمى گفتم. در ضمن بيست روز روزه و شش ماه نماز را برايم به جا آوريد.
درود بر خمينى، مرگ بر آمريكا، مرگ بر شوروى، اسرائيل، منافقين.
خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.

انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده