شهيد احمد كلاگر:
این شهدا حق زیادی بر گردن ما دارند این وصیت نامه ها که این عزیزان شهدا می نویسند را مطالعه کنید چنانچه که امام عزیز می فرماید: 50 سال عبادت کرده اید یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را برگیرید و مطالعه کنید. از شما می خواهم وصیت نامه ی مرا نیز مطالعه کنید.



از شما می خواهم وصیت نامه ی مرا نیز مطالعه کنید

شهید احمد كلاگر، چهاردهم فروردين 1345، در شهرستان نوشهر به دنيا آمد. پدرش نبى الله و مادرش فاطمه نام داشت. در حد دوره ابتدايى درس خواند. تعميركار خودرو بود. به عنوان بسيجى در جبهه حضور يافت. سيزدهم مرداد 1362، در حاج عمران عراق بر اثر اصابت گلوله به سر، شهيد شد. مزار وى در گلزار شهداى روستاى مزگاه تابعه زادگاهش واقع است.

نويد شاهد مازندران مرورى دارد بر وصيت نامه شهيد احمد كلاگر كه در ادامه به آن مى پردازد:


متن وصيت نامه شهيد:

بسم الله الرحمن الرحیم

«و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»

گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه آنها زنده اند و نزد خدای خویش روزی می خورند.


با درود فراوان به رهبر انقلاب اسلامی و سلام بر شهیدان راه حق.


«ان الذین امنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم»

همانا کسانی که ایمان آورده و کسانی که از وطن خود مهاجرت نموده اند و در راه خدا جهاد کردند آنان امید می دارند که منظور رحمت خدا باشند و خداوند آمرزنده و مهربان است.


به نام کسی که هستی را آفرید. به نام مهربان ترین مهربانان و به نام خدائی که جان می دهد و می شناسد و من سخن شیرین زبان خود را با نام خدا شروع می کنم. آخرین پیام من این است که با تمامی عزیزانم که مرا می شناسند خصوصا با پدر و مادرم که فرزند خوبی برای آنان نبودم که سخن بگویم، پدری که تمام عمرش را به خاطر من رنج و زحمت کشید تا مرا بزرگ کرده نتیجه زحمات او بود که مرا به منزل عاشقان کربلا و حسین (ع) فرستاده من نیز که عاشق الله بودم رفتم.

پدر جان

پدر جان و مادر جان برای من گریه نکنید و انتظار مردم مومن آن است، غم خود را در جگر خود و در حال خود بسوزانید ولی همیشه شادی به رویتان باشد. ای مادر جان که شیرت را به من دادی و عمرت را در کنار من پیر کردی این حاصل عمر تو که مرا به آن چه که می خواستم رساندی و آخرین کلام من است که حلالم کنید.


ای پدر جان با تو هستم که هر چه می توانید از مردم شفاعت مرا بگیرید از فامیل بخواه که مرا حلال کنند و هر بدی که از من دیدند من را ببخشند چون سعادت آن را نداشتم. من برای این که به جبهه آمدم وظیفه ی الهی است خدمتی کرده باشم و وظیفه هر مسلمان است که در راه خدا به خلق خدمت کند. ممکن است شهید بشود و همانطور که حضرت محمد (ص) می فرماید: مرگ ارمغان است برای مومن که از طرف خدا می آید و این سعادت ها ارزش بسیار دارد و همانطور که در قرآن آمده است در همان موقع به یاد خدا باشید و دلی در آرامش می باشد، که همیشه به یاد خدا باشید و در راه خدا حرکت کند سنگر ها را خالی نگذارید. اسلحه ها را بردارید مرگ، شهادت در راه خدا است.

توصیه به اقامه نماز

وصیت می کنم شما را دنبال نماز شب خود بروید. نماز هایتان را فراموش نکنید امام را دعا کنید رزمندگان اسلام که با دعاهای شما است که رزمندگان دلیر اسلام پیروز می شوند و هر جا هستید امام را دعا کنید.


تو ای مادر عزیز

مادر عزیزم برای من مثل مادرهای دیگر گریه نکن و آخرین پیام من است که مرا حلال کنید و شیرت را بر من حلال گردانی و این تویی که در روز رستاخیز باید شفاعت کنی و از 40 نفر مومن و مسلمان شفاعت مرا بگیرید، چون حدیث که می گوید: اگر از 40 نفر مسلمان شب سر یک فوت شده بگیرد که خوب بوده است آن مرده در بهشت است. کسانی که راه حق هستند و امروز اسلام و مردم به این رقم مرگ ها که به سوی خدا می روند، افتخار می کنند آن ها شهید شده در راه خدا است. شهادت ما ارزشی بسیار دارد که از اولیاء و آن همه اظهار می رسد مذهبی که ما مسلمانان داریم مذهب شهادت است.


شهدا حق زیادی بر گردن ما دارند

این شهدا حق زیادی بر گردن ما دارند این وصیت نامه ها که این عزیزان شهدا می نویسند را مطالعه کنید چنانچه که امام عزیز می فرماید: 50 سال عبادت کرده اید یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را برگیرید و مطالعه کنید.

از شما می خواهم وصیت نامه ی مرا نیز مطالعه کنید.

«والسلام»



انتهاى پيام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده