هم زمان با ايام انقلاب، او در صفوف ياران و پيروان امام خمينى قرار گرفت. او از بنيان گذاران اين تجمعات بود. در اكثر تظاهرات بهشهر و منطقه هزارجريب، به ویژه گلورد و محمدآباد، شركت داشت. نوید شاهد مازندران همزمان با سالگرد شهادت نگاهی به زندگی نامه شهید"اسماعیل یعقوبی" داشته است که توجه شما را به آن جلب می کنیم.

به گزارش نويد شاهد مازندران، شهيد اسماعيل يعقوبى بيستم خرداد 1343، در روستاى گلورد بزرگ از توابع شهرستان بهشهر به دنيا آمد.پدرش شعبانعلى كشاورزى مى كرد و مادرش  زهرا نام داشت. دوران طفوليتش در روستاى «گلورد بزرگ» سپرى شد.بعد از ورود به مقطع ابتدائى و اتمام دوران راهنمائى، به دبيرستانی در بهشهر راه يافت؛ اما در سال دوم، ترك تحصيل كرد.


بنيان گذار تظاهرات دوران انقلاب در بهشهر بود

الگوی اخلاق

اسماعيل، فردى بسيار مهربان بود و در بين اعضاى خانواده، جايگاه خاصى داشت. ديگران هم براى او احترام زيادى قائل بودند و او را الگوى اخلاقى خود قرار مى دادند.

هم زمان با ايام انقلاب، او در صفوف ياران و پيروان امام خمينى قرار گرفت. از اين رو، همواره در تظاهرات خيابانی شركت داشت و مبارزه با حكومت طاغوت را تكليف خود مى دانست.

فعالیتهای انقلابی

برادر همسرش «ذكريا صادقى»، از فعاليت‌هاى انقلابى او اين گونه ياد مى كند: «در اكثر تظاهرات بهشهر و منطقه هزارجريب، به ویژه گلورد و محمدآباد، شركت داشت. او از بنيان گذاران اين تجمعات بود.»

این مبارز بابصیرت، بعد از ظفرمندی انقلاب شکوهمند اسلامی، با تشکیل کلاس‌های عقیدتی و دعای کمیل، سعی در تشویق جوانان منطقه به حضور در محافل دینی داشت.

طرح شهید کلاهدوز

با شروع جنگ و آغاز درگيرى هاى منافقان در جنگل، اسماعیل جهت سركوبى آن‌ها، به طرح «شهيد كلاهدوز» پيوست و ماه‌ها در سخت ترين شرايط ، به پاسدارى از كيان اسلام و انقلاب پرداخت.

او  12 اردیبهشت 1363 به عضويت سپاه نكا در آمد و در يگان حفاظتى آنجا مشغول به خدمت شد.

فرماندهى گروهان مهندسى و گروهانِ گردان تخريب لشكر 25 كربلا، از ديگر خدمات ارزنده اين پاسدار خستگى ناپذير به شمار مى رود.

توجه به خانواده

«شهربانو صادقى»، بانوى مؤمنه اى بود كه در سال 1364 با اسماعيل ازدواج كرد؛ و «فاطمه و فخرالدين» ثمره اين پيوند فرخنده هستند. خانم صادقی، دفتر خاطرات آن روزها را چنین ورق می زند: «نسبت به والدین خود و من، احترام زیادی قائل بود. حتی بعد از شهادت برادرم «یحیی»، از بهشهر مهاجرت کردیم و حدود هشت سال نزد پدر و مادرم زندگی کردیم، تا آن‌ها احساس تنهایی نکنند.»

سرانجام اسماعیل با سمت تخريبچى  31 مرداد 1373، در دشت «توتمان» مريوان بر اثر انفجار مين و قطع دست ها و سوختگى پاها، به درجه رفيع شهادت نائل آمد و در گلزار شهداى زادگاهش به خاك سپرده شد.


انتهاى پيام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده