پاسدار شهيد "عيسى فرهادى" پس از شنيدن پيام ملكوتى امام امت، نشستن در خانه را ننگ مى دانست و هجرت از خانه بسوى ميعادگاه عاشقان يعنى جبهه هاى نور عليه ظلمت را برگزيد. بخاطر علاقه شديدى كه به سپاه داشت در كردستان به عضويت سپاه در آمد. داستان زندگى اين شهيد را در نويد شاهد مازندران بخوانيد.
رزمنده اى كه آرزوى ديرينه اش شهادت در راه خدا بود
به گزارش نويد شاهد مازندران، شهيد عيسى فرهادى دوم ارديبهشت 1342، همزمان با آغاز قيام خونين و پرشكوه ملت مسلمان ايران به رهبرى زعيم عاليقدار امام خمينى در خانواده اى مذهبى در روستاى (شهيد آباد) شهرستان بهشهر چشم به جهان گشود. پدرش اكبر پاسدار بود و مادرش مريم نام داشت.

دوران تحصيل
وى در سن هفت سالگى براى كسب علم  و دانش راهى مدرسه ابتدايى روستاى خويش شد و پس از پايان اين دوره براى بدست آوردن علم و دانش بيشتر روانه مدرسه آيت الله كوهستانى شهرستان بهشهر مى شود و در اين مدت علاوه بر تحصيل از كمك به خانواده اش دريغ نمى كرد، وى ضمن تحصيلات علاقه شديدى به مطالعات مذهبى داشت بطورى كه قبل از انقلاب با همان سن و سال كم  با (دارالتبليغ) مذهبى اسلامى قم رابطه داشت، ايشان در دوران دبيرستان در مدرسه دكتر شريعتى مشغول تحصيل بوده اند كه در سال 1360 موفق به اخذ ديپلم گرديدند.

شهيد عيسى فرهادى از هوش و استعداد خاصى برخوردار بود، بطورى كه در تمام  طول مدت تحصيل با بهترين نمرات به موفقيت نايل مى گشت. شهيد در سال دوم نظرى بودند كه نهضت حسينى  ايران شروع شد و ايشان همراه با ديگر مردم مسلمان و دوستانش در تمامى تظاهرات و راهپيمايى خونين عليه ر‍ژيم ستمشاهى از همان دوران كودكى در ايشان مشهود بود كه حتى نمى گذاشت در كتابهاى درسى او عكس اين خاندان كيثف وجود داشته باشد و با تمام شجاعت آنها را پاره مى كرد و به دور مى ريخت.

خصوصيات اخلاقى
شهيد عزيز داراى اخلاق اسلامى كامل بود و علاوه بر اخلاق حُسن مذهبى در برخورد با افراد چنان خوش برخورد بود كه همه را مجذوب خويش مى كرد. شهيد علاقه وافرى به انقلاب اسلامى داشت. او واقعاً از ياران صديق و بافاى نظام اسلامى وامام امت بود. عشق ايشان نسبت به انقلاب اسلامى  و امام آنچنان بود كه براى خدمت جهت پيشبرد اهداف مقدس اسلام سر از پاى نمى شناخت به همين منظور اين شهيد والامقام از همان اوايل تشكيل ارتش 20 ميليونى به عضويت بسيج پيشتازان شهادت روستاى (شهيد آباد) در آمد و همچنين در تشكيل پايگاه سرداران شهيد آباد نقش فعال و چشمگيرى داشت.

فعاليت هاى دوران انقلاب
شهيد فرهادى پس از شنيدن پيام ملكوتى امام امت نشستن در خانه را ننگ مى دانست و هجرت از خانه بسوى ميعادگاه عاشقان يعنى جبهه هاى نور عليه ظلمت را برگزيد و به مدت 3ماه در سرزمين مظلوم كردستان براى يارى از اسلام و نجات محرومين منطقه به ستيز با مزدوران حلقه بگوش داخلى آمريكا پرداخت. پس از آن مدتى در سپاه شهرستان رودبار بطور رايگان انجام وظيفه نمود و آنگاه براى خدمت هر چه بيشتر مجدداً روانه كردستان شهرستان سنندج گرديد، كه بخاطر علاقه شديدى كه به سپاه داشت در همانجا به عضويت سپاه در آمد و مدت 2 سال در سنندج مشغول خدمت بوده و بعد از آن مدتى در سپاه منطقه 3 سابق گيلان و مازندران مشغول و سپس به سپاه شهرستان بهشهر منتقل گرديد.

حضور در جبهه
ايشان مدتى كه در سپاه بهشهر بودند 3 بار به جبهه هاى نور عليه ظلمت اعزام گرديدند كه يك بار بمدت 45 روز در جبهه هاى دهلران و بار ديگر بمدت يكسال در منطقه (تبور) مرتبه سوم با توجه به اينكه مسئوليت فرماندهى ستاد ناحيه 3 الغدير را بعهده داشتند، بعنوان مثال يكسال به جبهه كردستان شهرستان سردشت و سقز اعزام گرديده بودند و همچنين قابل ذكر است كه شهيد در منطقه (تبور) از ناحيه پا مجردح گرديده و در آخرين ماموريتش در عمليات پيروزمند مرصاد بعنوان فرمانده گروهان حضور داشتند و سرانجام در ادامه همين ماموريت يكساله اش در منطقه سردشت كه بعنوان فرماندهى محور آن منطقه بود در تاريخ 20 آذر 1367 مورد حمله ناجوانمردانه حزب منحله دمكرات و ضد انقلابى هاى آمريكايى و اسرائيلى به آرزوى ديرنه خود كه شهادت در راه خود بود رسيد و به ملكوت اعلى پيوست و به رضوان خداوندى پرواز نمود.


انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده