شهيد "رستم بشكار" در زمان درگیری سال60 حماسه اسلامی شهر آمل كه مردم شهر به سنگر احتیاج داشتند برای مبارزه با منافقین کور دل به کمک پدرش کیسه های شالی (برنج) را که در منزلشان بود خالی کرد و آنها را برای ساخت سنگر به آمل فرستاد. اینکه چطور این کیسه های برنج به سنگرها رسیدند خود ماجرایی شنیدنی است که شما را به خواندن کامل این خاطره در نوید شاهد مازندران دعوت می کنیم.
استفاده از كيسه برنج براى ساخت سنگر
به گزارش نويد شاهد مازندران، شهيد رستم بشكار بيستم مهر 1341در خانواده ای با ایمان و متدین و مذهبی در شهرستان محمودآباد دیده به جهان گشود و در دامن پرمهر و محبت پدر و مادر پرورش یافت.به گفته پدر و مادرش، تولد شهید رستم خیر و برکت برای زندگی ما بود و رستم اولين شهيد محله بود.
 
دوران تحصيل
شهيد تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در روستای «آرم» شهر محمودآباد و دوره متوسطه را در شهرستان آمل با موفقیت و جدیت پشت سر گذشت و یکی از دانش آموزان خوب در تحصیل علم و اخلاق بود. 

خصوصيات اخلاقى
به واجبات دینی توجه بسیاری داشتند و نماز خود را در مسجدی که نزدیکی منزلشان بود می خواند و هیچ وقت نمازشان ترک نمی شد و همیشه در مراسم های مذهبی خیلی پرشور شرکت می کرد٬ به خصوص در ایام محرم و عزاداری به امام حسین (ع) عشق می ورزید.
در کارهای کشاورزی کمک حال پدرش بود و بسیار انسان ساکت و آرامی بود و همه به او احترام خاصی می گذاشتند. با همه افراد خانواده به خصوص پدرش مهربان بود٬ بطوری که پدرش فکر می کرد شهید رستم برادرش است. با تمام مردم و دوستان و هم محلی ها اداب معاشرت خوبی داشت و به همه احترام می گذاشت به طوریکه زبانزد همه بود.
ایشان نسبت به حجاب خیلی خیلی حساس بود و اهمیت زیادی می داد و به خصوص به خواهرانش تاکید بر حفظ حجاب را توصیه میکرد.

داستان شنیدنی کیسه های برنج
شهید بزرگوار در فعالیت های فرهنگی و اجتماعی و انقلابی آن دوران و برگزاری مراسمات مذهبی در مدرسه نقش موثر و حضور پر رنگی داشت. در زمان انقلاب روحیه انقلابی و بسیجی خوبی داشت و در تمام محافل، در خصوص حضرت امام خمینی(ره) صحبت می کردند و به ایشان علاقه مند بودند. ایشان نسبت به احزاب و گروه های سیاسی ضد انقلاب و ضد دین و مذهب و یا به طور کل غیر اسلامی خیلی متنفر بودند و آنها را بد و انسان های نامرد می دانست. به طوری که در زمان درگیری سال 1360 حماسه اسلامی شهر آمل٬ مردم شهر احتیاج به سنگر برای مبارزه با منافقین کور دل داشتند، شهید رستم بشکار به کمک پدرشان کیسه های شالی (برنج) را که در منزلشان بود خالی می کرد و كيسه ها را برای ساخت سنگر با آمل مى برد. در این حین دیگر خواهر و برادرها به پدر می گفتند: چرا کیسه های برنج را خالی می کنی٬ برنج ها خراب می شوند. پدر شهید رستم در جواب آنها می گفت: هیچ اشکالی ندارد، الان همشهری های ما در آمل احتیاج به کیسه برای سنگر سازی دارند.

شهيد رستم بشكار نسبت به دیگر خانواده ها احترام می گذاشت و آنهایی که مشکل داشتند چه از نظر عاطفی و چه از نظر اقتصادی به آنها کمک و راهنمایی می کرد و خیلی دلسوز بود.

چگونگی شهادت
سرانجام شهيد رستم بشكار در حماسه ی اسلامی 6 بهمن ماه سال 1360 شهر آمل در درگیری با منافقین کور دل به درجه رفیع شهادت نايل گشت و شهد شیرین شهادت را نوشید و در هشتم بهمن ماه سال 1360 پس از تشییع باشکوه پیکر پاک و مطهر این شهید بزرگوار در گلزار شهدای روستای «آرم» در جوار رحمت الهی جای گرفت.
"روحش شاد و یادش گرامی باد"

کلام شهید
انقلاب از هدیه های خداوند است به مردم و ملت ایران و شهادت والاترین و بزرگترین ارزش یک انسان است و شهیدان پیام خویش را سرخ سرخ در سینه های ما نگاشتند تا مرگ بی ثمر و بی رنگ را به جاودانگی شهادت بدل کنیم. و همچنین در حفظ حجاب و نظم و انضباط در کارها و تحصیل علم و دانش کوشا باشید و به محرومین و مستمندان کمک کنید.

منبع:مركزاسنادبنيادشهيدوامورايثارگران محمودآباد/

انتهاى پيام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده