شهيد "ابراهيم رمضان زاده رستمى" در وصيت نامه خود مى نويسد: «خدایا قلم در دست گرفتم تا بر روی کاغذ حقایقی را بنویسم، حقایقی از دگرگونی خودم و حقایقی از امدادهایت در جبهه! »متن کامل وصيت نامه اين شهيد گرانقدر را در نويد شاهد مازندران بخوانيد.
حقايقى در جبهه ها

به گزارش نويد شاهد مازندران، شهيد ابراهيم رمضان زاده رستمى سيزدهم آبان 1345، در شهرستان سارى به دنيا آمد. پدرش پرويز كارمند بود و مادرش حوريه نام داشت. دانش آموز اول متوسطه بود. به عنوان بسيجى در جبهه حضور يافت. دوازدهم بهمن 1363، در دهلران توسط نيروهاى عراقى بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيد. پيكر او در آرامگاه ملامجدين زادگاهش به خاك سپرده شد.

متن وصيت نامه شهيد

بسم الله الرحمن الرحیم
« و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون»
«کسانی که در راه خدا کشته می شوند را مرده نپندارید، بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگار روزی میخورند.» (آیه 169 سوره آل عمران) 
(خط سرخ شهادت خط آل محمد و علی است)
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان، شهیدان غزوه و بدر محمّد (ص) تا شهیدان خیبر خمینی روح الله. و با سلام بر فرمانده اصلی جبهه ها مهدی (عج) و نایب بر حقش شیرجماران روح الله بنام قدس آن اسیر در چنگال صهیونیزم و بنام کربلا میعادگاه عاشقان عشق و شهادت و بنام حسین (ع) سردار بی سر اسلام که مظلومانه در دشت کربلا به شهادت رسید و به نام بهشتی مظلوم آغشته بخون انقلاب ایران و با ننگ و نفرین بر آمریکا این غده سرطانی عصر ما و با ننگ و نفرین بر شوروی روسیاه و با ننگ و نفرین بر منافقین این بدتران از کفار، با امید طول عمر با عزت امام خمینی و پیروزی رزمندگان اسلام.

سعادت در شهادت است
خدایا، قلم در دست گرفتم تا برروی کاغذ حقایقی را بنویسم حقایقی از دگرگونی خودم و حقایقی از امدادهایت در جبهه، حقایقی که شاید بعضی از جاهلان زمان ما که بعد از شش سال از انقلاب گذشته، هنوز تغییری نکردند.
خدایا، می خواهم بگویم که چشم بسته راه خود را انتخاب نکردم. می خواهم بگویم که ای امت و جهان، مرگ را پذیرفتم زیرا در مرگ چیزی را مى بینم و آن سعادت من است و بی خیال به جبهه نیامدم که کشته شوم، بلکه حسین (ع)  را شناختم، علی (ع) را شناختم و شناختم راه آن ها را و به این راه آمدم. من به این خاطر به جبهه نیامدم که جبهه به من احتیاج دارد، بلکه به خاطر این به جبهه آمدم زیرا به جبهه احتیاج دارم، زیرا در جبهه بهتر می توان خدا را شناخت و از آن راه است که عاشق خدا  مى شوی و خدا نیز اگر چنانچه لیاقت داشتی عاشق تو مى شود و خدا هر کس را عاشق شود، او را میکشد. ان شاءالله ما نیز مورد رضای خداوند قرار بگیریم تا عاشق واقعی او شویم و به سوی او پر بکشیم، انشاءالله.

دنياى فريبنده
آری ای مردم، بدانید که دنیا پوچ است و زیبايی فریبنده ای دارد. انسان را گول می زند. گول زیبايی دنیا را نخورید و به ندای هل من ناصر حسین زمان لبیک گويید و به جبهه ها آيید و اسلام عزیز را یاری کنید.
خدایا، نمی دانم که این حرف ها را از روی اخلاص می زنم یا نه. 
خدایا، اگر از روی خلوص نیست، نمی گویم. 
خدایا، قلمم را بشکن و مرا هدایت فرما و ایمانم را قوی نما.
خدایا، خدایا، مرگم را برسان زیرا که می ترسم در دنیا فرو روم و تو را فراموش کنم. 
خدایا، شهادت را نصیبم نما زیرا به شهادت چنان علاقه دارم همان طوری که بچه نوزاد به شیر مادرش علاقه دارد و به امید اجابت شدن دعاها و این دعا، انشاءالله.

وصيت به پدر و مادر
پدر و مادرم، دست بقلم گرفتم تا وصیتی به شما و امت حزب الله نمایم، پدر و مادرم مرا ببخشید که نتوانستم فرزند خوبی برای شما باشم و در دوران پیری دست شما را بگیرم زیرا اسلام عزیز در زمانی قرار گرفته است که همه شیاطین دنیا در پی نابودی آن بودند و من نیز مسلمان و مقلد، مقلد امام و لبیک گو، لبیک گوی هل من ناصرا حسینی امام، برای دفاع از اسلام باید به جبهه رفت و اسلام و انقلاب را یاری نمود.

پدر و مادرم، هر چند بگویم که برایم گریه نکنید، می دانم که گریه می کنید، اما وصیتم به شما این است که در حال گریه به یاد مصیبت حسین (ع) و زینب (س) باشید و نماز شکر بپا دارید و شکر کنید به درگاه خداوند که امانت خود را صحیح و سالم به او تحویل دادید.

والدین گرامی برای چندین مسئله وصیتی به شما می کنم و امیدوارم حتما عمل نمايید؛
1- محل دفن خود را به عهده پدر و مادرم می گذارم و دیگر آن که مقداری پول در خانه دارم که مقداری از آن را برای مجلس ختم استفاده نمایید و بقیه را به حساب مستضعفان بریزید.  ضمنا اینجانب به علت بودن در جبهه، ماه مبارک رمضان دو ماه را روزه نگرفتم، از شما می خواهم واجبات مرا که شامل نماز و روزه قضا می باشد، انجام دهید.

2- راضی نیستم که بعد از شهادتم تبلیغات زیادی به راه اندازید. از پارچه نویسی و نصب پوستر عکسم و تبلیغات زیاد خودداری نمايید.

3- منافقان و دشمنان اسلام بدانند که من مقلد امام خمینی هستم و جان را در راهش فدا می کنم و هیچ راضی نیستم کسی که مقلد امام نیست و در خط انقلاب ولايت فقیه نمی باشد، در مراسم تشییع جنازه و مراسم ختم شرکت نماید، چنانچه آنکس از نزدیکترین آشنایان باشد.


انتهاى پيام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده