شهيد «كاظم مسلمى» در وصيت نامه خود مى گويد:«خواهرانم، از شما انتظار دارم که در هر صورت بیاری انقلاب بشتابید، با اینکه کوچک بودید ولى به اندازه قدرت تان به انقلاب کمک نمودید و همان راه را ادامه دهید که در دو جهان سر افراز خواهید بود. متن وصيت نامه اين شهيد بزرگوار را در نويد شاهد مازندران بخوانيد.
خواهرانم؛ به يارى انقلاب بشتابيد
به گزارش نويد شاهد مازندران، شهيد كاظم مسلمى يكم شهريور 1340 در روستاى «كلاك» از توابع بهشهر به دنيا آمد. پدرش رضاعلى و مادرش راضيه نام داشت. تا پايان دوره راهنمايى درس خواند. كارگر بود. ازدواج كرد و صاحب يك پسر شد. به عنوان بسيجى  در جبهه حضور يافت. پنجم اسفند 1362 در دهلران توسط نيروهاى عراقى به شهادت رسيد. پيكر او مدت ها در منطقه به جا ماند و پس از تفحص، در گلزار شهداى «حسن آباد» زادگاهش به خاك سپرده شد.
 
متن وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم 
(ان الله یقاتلون فی سبیل الله صفا کانهم بنیان مرصوص)
سپاس و ستایش خداوند عزوجل که ما را جان داد، تا در راهش فدا کنیم.

با درود و سلام بر پیامبران بخصوص پیامبران بخصوص پیامبر بزرگ اسلام که ما مسلمانان را از گمراهی و ضلالت نجات داد.

و با درود و سلام بر علی(ع) و یازده تن از فرزندانش که ادامه دهنده راه پیامبر و راهنمای خوبی برای مسلمین بودند.

و با درود و سلام بر آخرین آنها حضرت مهدی موعود(عج) تعالی فرجه شریف ونائب برحقش خمینی کبیرکه با رهبری صحیح و قاطعانه خود مردم ایران را از شر ابر جنایتکاران را ستم شاهان نجات داده و میرود که مسلمانان و مستضعفین سایر ملل را از دست ستمکاران رهايی دهد.

و با درود و سلام بر شهیدان راه حق از صدر اسلام تا کنون از کربلای حسین تا کربلای ایران که با خون خود درخت تنومند اسلام را آبیاری کردند.

و با درود و سلام برشهیدان راه حق از صدر اسلام تا کنون از کربلای حسین تا کربلای ایران که با خون خود درخت تنومند اسلام را آبیاری کردند.

پشتيبان انقلاب
و با درود و سلام بر رزمندگان اسلام و امت شهید پرور که بی ریا با جان و مال خود به آبیاری انقلاب شتافتند و پشت ابر جنایتکار ان را شکستند. امروز اسلام در جهان پهناور غریب است و در ایران که با قدرت رسیده از طرف ظالمان و ستمگران و ابر جنایتکاران مورد هجوم قرار گرفته و سعی در نابودی این جمهوری را دارند، ولی غافل از آنند که خدا پشتیبان انقلاب اسلامی است و ائمه اطهار یاور آن و مردم ما همه خوب درک کردند و از هر سو با مال و جان خود بیاری انقلاب برخاستند و من نیز با احساس مسئولیتی که در قبال انقلاب اسلامی نمودم از اول انقلاب سعی در کمک و یاری آن داشته و دارم، چون مال و منالی نداشته ام که تقدیم پدر و سرپرستی چهار برادر و خواهر و مادر و همچنین زن و فرزند كنم.

قطره خون
تصمیم گرفتن به ندای امامان خمینی کبیر لبیک گفته و برای چندمین بار عازم جبهه حق علیه باطل شوم تا بتوانم جز کوچکی از انصار حسین از اسلام و انقلاب اسلامی دفاع نمایم. به شما اطمینان می دهم تا آخرین قطره خون علیه کفر صدامى ایستادگی کرده، و از بذل جان و تاریخ دریغ نمی نمایم  و انشاالله با پیروزی و با دست پر بسوی خانواده ام باز میگردم، و آنها را خوشحال می نمایم و اگر لیاقت داشتم و خدا مرا خواست با تمام وجود شهادت را می پذیرم و بسوی الله پر می کشم، تا در آخرت در مقابل زهرای مرضیه و حسین (ع)  رو سفید باشم.

و اما تو ای مادر؛
استوار باش و به یاد علی اکبر حسین و دیگر شهدای صحرای کربلا و مظلومیت حسین در مرگم گریه نکن و همانا در دامادی من خوشحال بودی. اکنون نیز خندان باش چون تو امروز بغیر از گذشته هستی و می توانی به حضرت زهرا بگويی که من هم هدیه کوچکی داشتم و با سلام تقدیم نمودم.

و تو ای همسرم؛ 
میدانم که مرگم تو را ناراحت می کند، ولی کوه باش و در مقابل سختیها همچنان باش که خدا خواهد و در مرگم گریه نکن. قرض مرا با قسط دوم و سوم ادا کن تا به مردم مقروض نباشم. اگر نمیخواهی به خانه پدرت بروی در خانه باش و برادرت یوسف را پهلوی خود نگهدار و تا عمر داری در خانه باش و هرگز روی قبرم اشک نریز و مرا ناراحت نکن، و از تو تنها تقاضايی که دارم این است که از فرزندعزیزم رضا خوب نگهداری کن و او را تربیت اسلامی نما تا در آینده جای خالی پدر را پر کند و طوری با او محبت کن که احساس از دست دادن پدر را نکند. من او را خیلی دوست دارم که او در زندگی خوشبخت و مذهبی ببار بیاید. فرزندم مرا ببخش که نتوانستم برای تو پدر خوبی باشم و زود تو را ترک کردم.

ای برادرانم و خواهرانم؛
از شما انتظار دارم که در هر صورت بیاری انقلاب بشتابید که می دانم می شتابید، چون گذشته تان نشان داد با اینکه کوچک بودید به اندازه قدرت تان به انقلاب کمک نمودید و همان راه را ادامه دهید که در دو جهان سر افراز خواهید بود.
اما شما ای برادران بسیجی من و دیگر رزمندگان که به شهادت می رسیم، تنها توقع مان این است که اسلحه ما را برگیرید و نگهدارید و چون گذشته وحدت خود را حفظ کرده و انقلاب را یاری نمايید.

شما برادران و خواهران حزب الله؛ 
اگر قدرت دارید به جبهه بروید و در غیر این صورت با مال خود به جبهه ها کمک کنید و همیشه در صحنه باشید و امام عزیز مان را تنها نگذارید تا انشاالله بتوانید قدس عزیز را نجات و مستضعفین را رهایی بخشید. در خاتمه از شما عذر می خواهم و از تمامی شما میخواهم که مرا ببخشید.


منبع:مركزاسنادبنيادشهيدوامورايثارگران بهشهر/


انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده