شهيد «مصطفى قنبرى» در وصيت نامه خود مى گويد:«من ميوه اى بودم، كه لحظه چيده شدنم رسيده بود و تقدير بر اين بود كه چيده شوم!» متن کامل وصيت نامه اين شهيد بزرگوار را در نويد شاهد مازندران بخوانيد.
ميوه اى كه چيده شده!
به گزارش نويد شاهد مازندران، شهيد مصطفى قنبرى نهم آبان 1346 در شهرستان آمل ديده به جهان گشود. پدرش نادعلى، در شركت تعاونى كار مى كرد و مادرش فاطمه نام داشت. تا پايان دوره متوسطه در رشته تجربى درس خواند و ديپلم گرفت. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. هفدهم اسفند 1365 در شلمچه بر اثر اصابت تركش خمپاره به سر و پا شهيد شد. مزار او در امام زاده ابراهيم زادگاهش قرار دارد.
 
متن وصيت نامه شهيد

بسم الله الرحمن الرحيم
«الموت فی حياتكم مقهورين و الحياه في موتكم قاهرين»
به درستى برای كسانى كه به اين دنيا و ذلتش دل بسته اند مرگ پايان زندگى است اما براى مجاهدين فى سبيل الله مرگ پايان نيست كه آغازی است توام با جاودانگى. «قرآن كريم»

به نام خدا به نام او كه همه چيزم از اوست، به نام او كه زندگى ام در جهت اوست، به نام او كه زنده به اويم، به نام او كه از اويم، به نام او كه به اويم، زنده به اويم، زندگى ام به خاطر اوست، بودنم از اوست، رفتنم به اوست، يادم اوست، جانم اوست، معشوم اوست، معبودم اوست، مقصودم اوست، مرادم اوست، اميدم اوست.

سخن خود را اول با نام تو شروع كردم اى پروردگار جهان. اى تويى كه همه چيز ما مال توست.
خدا خدا، اين بار پنجم است كه وصيت نامه خود را شروع مى كنم.
خدايا، من خود اقرار مى كنم تا حالا لياقت شهيد شدن در راهت را نداشتم. خدا تمام دوستانم و برادرانم در كنار من شهيد شدند ولى من لياقت آن را نداشتم.
بار خدايا، اميدوارم كه  لياقت شهادت در راهت را اين دفعه نصيبم بگردانى.

ولايت فقيه
سخن ديگرم به شما امت ايران هست كه پشت شرق و غرب را به لرزه در آوريد از شما مى خواهم كه قدر اين نعمت الهى (حضرت امام) را بدانيد كه شما بدون او هيچ چيز نيستيد و از شما مى خواهم كه هيچ وقت دست از ولايت فقيه برنداريد و از شما امت عزيز مى خواهم كه قدر اين بچه هاى انجمن ها و پايگاه ها را بدانيد چون كه همين بچه ها هستند كه هم پشت جبهه و هم در خود جبهه ها را نگه مى دارند. در ضمن صحبت ديگر خود را با آن كسانى دارم كه هنوز قبول نكردند خود را با انقلاب اسلامى وفق دهند و با كارهاى شان در پشت جبهه امت شهيد پرور را ناراحت مى كنند.

جواب روز قيامت
شماها بدانيد فرداى روز قيامت حسابى دارد. شماها بدانيد كه فرداى روز قيامت جواب خون شهدا را بدهيد. شماهايى كه در كارهاى خود بهتر از شرق و غرب به اين امت ضرر مى رساند اين را بدانيد كه فرداى قيامت چه طور جوابگوى شهدا و فرزندان كوچولوى شهدا كه هر روز منتظر پدر خودشان هستند كه از جبهه برگردند خواهید بود. در ضمن از بچه هاى انجمن و پايگاه مى خواهم كه اتحاد خودشان را حفظ كنند و خداى ناكرده اختلاف سليقه ها باعث از هم پاشيده شدن اتحادشان نشود.

خط رهبر
در ضمن خطاب به پدر و مادرم مى خواهم  بگویم كه من ميوه اى بودم كه لحظه چيده شدنم رسيده بود و تقدير بر اين بود كه چيده شوم و از خداى مى خواهم كه اين خون بى بها را به لطف و كرم خود قبول كند. در ضمن از دوستان مى خواهم كه مرا عفو كنند.  از برادران مى خواهم كه ادامه دهنده راه من باشند و از خواهرانم مى خواهم كه زينب وار باشند.
در آخر از برادران و دوستان كوچه خودم مى خواهم كه همچنان پيرو خط رهبر باشند. نكند با يك يا دو شهيد دادن حالت شادى شما  از بين برود.
در آخر از همگى آقايان و سروران التماس دعا دارم.


منبع:مركزاسنادبنيادشهيدوامورايثارگران/

انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده