«سید ابوالحسن موسوی» نامش به عنوان يك ايرانی شيعه ی علوی تبار كه قرار بود بعدها سرباز امام خمينی شود، در ليست مجاهدان فی سبيل الله ثبت و ماندگار شد. متن کامل زندگینامه این شهید نوجوان را در نوید شاهد مازندران بخوانید.
جوانی که سرباز امام خمينی شد
به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید سید ابوالحسن موسوی خورشیدی سوم تیر 1339 در روستای (خورشیدکلا) از توابع شهرستان بهشهر به دنیا آمد. چون نزديك تولد امام حسن مجتبی متولد شد، پدرش سیدعلی اکبر اسمش را سيد ابوالحسن گذاشت و برای او از ثبت احوال بهشهر شناسنامه گرفت تا نامش به عنوان يك ايرانی شيعه ی علوی تبار كه قرار بود بعدها سرباز امام خمينی شود، در ليست مجاهدان فی سبيل الله ثبت و ماندگار شد.
سيدعلی اکبر و گلدسته، پدر و مادرش بودند كه با تكيه بر زمين كشاورزی امرار معاش می كردند. آن¬ها ده فرزند داشتند. سيد ابوالحسن فرزند پنجم شان بود.

دوران تحصیل
در يادگيری استعداد خاصی داشت. برای همين دوره شش ساله دبستان را در عرض سه سال در مدرسه روستای خود خورشيدكلا و بعد مدرسه ای در گلوگاه به اتمام رساند. پس از اتمام دوره راهنمايی از دبيرستان (علی گرگان) ديپلم رياضی را اخذ كرد.
16 ساله بود كه در دانشگاه علم و صنعت تهران، رشته مهندسی الكترونيك مشغول تحصيل شد. از همان زمان ورود به دانشگاه از دانشجويان پيرو خط امام بود. سال 57 در اثر مبارزاتی كه با رژيم پهلوی داشت، دستگير و زندانی شد. به خاطر سنّ كم اش پس از شكنجه بسيار او را به بند كانون اصلاح تربيت فرستادند.

فعالیت های دوران انقلاب
پس از پيروزی انقلاب فعاليتش گسترده تر شد و از 1 مهر ماه 1360 تا 25 اسفند ماه 1360 در دفتر سياسی انتظامی استانداری كردستان مشغول به فعاليت بود. او در 30 فروردین 1360 به عضويت سپاه درآمد و فعاليتش را از اين نهاد پی گرفت.

برادرش، سيّد مهدی می گويد:
«شخصيتی بسيار دوست داشتنیی داشت. از روحيه شاد و سرزنده برخوردار بود. در برابر ديگران متواضع و فروتن بود. هيچ كس تا قبل از شهادت از مسئوليت هايش باخبر نبود. در ورزش فردی توانا بود. تا جايی كه چند بار قله ی دماوند را فتح كرد. مدت 3 سال در كردستان قسمت آموزش و پرورش (ديوان درّه) سپاه و استانداری آنجا مشغول به كار بود. در اوقات فراغت كتاب های استاد مطهری و شهيد محمدباقر صدر و دكتر علی شريعتی را مطالعه می كرد.

مادرش می گويد:
«از كودكی علاقه مند به فراگيری علوم دينی بود و خيلی زود به خاطر استعدادی كه داشت، قرآن را فرا گرفت. سيد ابوالحسن خستگی نمی شناخت. دائم برای كار در حال حركت بود.»

فعالیت های سید ابوالحسن به چشم منافقين خوش نيامد و سرانجام در تاريخ 12 فروردین 1362 وقتی از تهران به مشهد می رفت، در جاده گرگان مورد حمله منافقین قرار گرفت و بر اثر سانحه رانندگی به شهادت رسيد.»
پيكر پاك اين مجاهد خستگی ناپذير 17 فروردین 1362 در گلزار شهدای روستای خورشيدكلا به خاك سپرده شد.


انتهای پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده