«فریبرز کاظمی» در 1 بهمن 1359، از سپاه شهرستان تنكابن راهی سپاه پاوه شد و در كِسوت بی سيم چی لشكر محمد رسول الله به جبهه نبرد رفت. ادامه زندگینامه این شهید بزرگوار را در نوید شاهد مازندران بخوانید.

بی سيم چی لشكر محمد رسول الله

به گزارش نوید شاهد مازندران، فریبرز کاظمی دوازدهم اسفند 1343 در روستای «پَشكلايه بزرگ» از توابع «خرم آباد» شهرستان تنكابن به دنیا آمد. پدرش رضی الله و مادرش گل مست نام داشت. «فريبرز» پنجمين فرزند خانواده بود.

پيشه پدر،‌ بنّايی بود و هنر مادر، خانه داری و فرزند پروری.

فریبرز دوره ابتدایی را به سبب مهاجرت خانواده، در دبستان «امام رضا» تنكابن طی کرد. مقطع راهنمايی را كه به پايان رساند، به قصد عزيمت به جبهه، ترك تحصيل كرد.


خصوصیات اخلاقی

خواهرش «گلنار» از خصوصیات اخلاقی برادرش اینگونه می گوید: «فریبرز نماز را اول وقت به جای می ‌آورد و به ما هم توصيه می كرد كه اين كار را انجام بدهيم. البته، احكام دين را ابتدا خودش رعايت می كرد، بعد به ديگران سفارش می نمود. علاوه بر آن، با قرآن نيز مأنوس بود و اغلب اوقات به تلاوت آيه های حق می پرداخت.»


فعالیت های انقلابی

فریبرز علی رغم برخورداری از سنّ كم در روزهای انقلاب، در تظاهرات ضدّ رژيم شركت داشت. علاوه بر آن، در زمينه توزيع عكس و اعلاميه های امام خمينی نيز، فعال بود.

بعد از پيروزی انقلاب نیز، از جمله افراد مؤثر در شكل گيری بسيج تنكابن بود.


حضور در جبهه

فریبرز در 1 بهمن 1359، از سپاه تنكابن راهی سپاه پاوه شد و در كِسوت بی سيم چی لشكر محمد رسول الله به جبهه نبرد رفت.

در سال 1360 با عضويت رسمی در سپاه، مجدّد از اين لشكر به جنوب رفت. از ديگر آوردگاه های حضور فریبرز، می توان به عمليات های بيت المقدس، رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر1، ثارالله و مسلم بن عقيل اشاره كرد.

او همچنين در سِمت منشی گردان، خدمات ارزشمندی از خود ارایه نمود. فريبرز در 24 بهمن 1360 در فكّه مجروح و در بيمارستان قم بستری شد.

هر گاه که به مرخصی می آمد، بسیار بی قرار می شد. انگار که در قفس باشد، سعی می کرد سریع بازگردد.

«کیومرث» از نحوه آخرین اعزام برادرش این چنین می گوید: «یک بار در عملیات والفجر مقدماتی از ناحیه سر، پا و گردن مجروح شد. مدتی در بیمارستان بستری بود. به او گفتم: از این به بعد من می روم. تو بمان و استراحت کن! او که مدام با بچه های لشکر محمدرسول‌الله در ارتباط بود، به محض اینکه متوجه شد عملیاتی در پیش است، گفت: می روم وسایلم را جمع می کنم و برمی گردم. بالاخره مرا قانع کرد و رفت؛ و در همان عملیات به شهادت رسید.»


سرانجام فریبرز در 20 فروردين 1361 در فكه توسط نیروهای عراقی به شهادت رسید. جسم پاكش پس از چند سال در سال 1366 با تشييع باشكوه مردم قهرمان پرور تنكابن، در بوستان شهدای اين شهر آرام گرفت.


انتهای پیام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده