شهيد "اسماعيل پناهى" مى گويد: «شبى قبل از روز عمليات خواب دیدم، كه عروسی کرده ام و با لباس فرم سپاه در مجلس عروسی حضور دارم. خیلی ها را دعوت کرده بودم.» گزيده زندگينامه اين شهيد بزرگوار را در نويد شاهد مازندران بخوانيد.
خوابى كه تعبير شد!
به گزارش نويد شاهد مازندران، اسماعيل پناهى يازدهم شهريور 1341 در روستاى حسين آباد از توابع شهرستان بهشهر به دنيا آمد. پدرش رحمان كشاورز بود و مادرش صغرا نام داشت. به علت تقارن تولدش با عيد سعيد قربان نام وى را «اسماعيل» نهادند.

عضويت درسپاه
اسماعیل پس از سپرى نمودن تحصيلات و اخذ ديپلم اقتصاد در بهشهر، در 15 اسفند 1359، به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامى بندر تركمن درآمد. او از آن نمونه پاسدارانى بودند كه تنها به عشق الله و پاسدارى از دين و به پيروى از قايد و امام خود هميشه پا در ركاب بودند.
اخلاق و رفتار و منش و كردار ايشان در زندگى الگو و نمونه اى براى همه بود.

پدرش می گوید: «اولین باری که ایشان می خواست به جبهه برود من مانع او شدم. اسماعیل به من گفت: « پدرجان، من باید به جبهه بروم. چون اسلام در خطر است.» بالاخره با پافشاری زیاد موفق شد و من و مادرش با قرآن او را بدرقه کردیم.»

حضور در جبهه
اسماعيل با شروع جنگ تحمیلی چندین بار به مناطق جنگی اعزام شد.
حسن عالیشاهی دوست شهید می گوید: «قبل از عملیات بیت المقدس در پادگان دو کوهه به همراه 66 نفر از برادران پاسدار و تعداد بسیار کمی از نیروهای بسیجی برای عملیات آماده شده بودیم. یکی از برادران پاسدار شهید اسماعیل پناهی بود. یادم هست زمان عملیات که نزدیک شده بود از طریق قرارگاه دستور داده بودند که پاسداران سعی کنند در عملیات با لباس فرم سپاه وارد عملیات نشوند. ما هم دستور را به نیروها ابلاغ کردیم. بعد از ابلاغ دستور، دو نفر از برادران پاسدار از من خواستند که با لباس سپاهی وارد عملیات شوند که یکی از آن ها شهید پناهی بود و هر کدام از آن ها برای این کار دلیل داشتند.

لباس فرم سپاه
غروب قبل از عملیات آقای مرتضی قربانی، فرمانده تیپ کربلا به جمع نیروها آمد و می خواستند با بچه ها صحبت بکنند که بنده موضوع دو نفری را که می خواستند با لباس سپاهی شرکت کنند، به همراه دلایل شان به ایشان گفتم.

خواب شهادت
شهید پناهی در یکی از آن شب ها بود که بعد از خواندن نماز شب، مرا برای نماز صبح بیدار کرد و گفت: امشب خوابی دیدم. شب عملیات یادم بینداز تا برایت تعریف کنم. زمان عملیات فرا رسید خواستم مجوز لباس فرم سپاهی را برایش بگیرم، یک لحظه با آن چهره ی پاک و مظلوم اش به من نگاه کرد و مرا در آغوش گرفت و گفت همه چیز دارد آماده می شود که به خوابم برسم. از او خواستم خواب را برایم تعریف کند، گفت: قول بده تا قبل از شروع عملیات برای کسی تعریف نکنی. گفت: « خواب دیدم عروسی کرده ام و با لباس فرم سپاهی در مجلس عروسی حضور دارم. خیلی ها را دعوت کردم از جمله شما را ولی نیامدید. آقا نصر الله آمد گفت: که حسن آقا مشکلی برایش پیش آمده و نمی تواند بیاید. در آن عملیات بود که شهید پناهی به شهادت رسید. آن هم با لباس فرم سپاه و من هم مجروح شدم به عقب برگشتم. آن دو نفر که با لباس فرم سپاه در عملیات شرکت کرده بودند، یکی شهید احمد آقا نوروزی بود که در آن عملیات به شهادت رسید.»

سرانجام اسماعيل در مرحله اول عملیات طریق القدس که منجر به آزادی خرمشهر شد، بر اثر اصابت ترکش خمپاره در جاده آبادان - خرمشهر در تاریخ 10 اردیبهشت1361 به فيض شهادت نايل آمد.

پيكر پاكش در بهشهر تشييع و در حياط حسينيه باب الحوايج روستاى لَلِـه مرز شهرستان بهشهر (محل سکونت خانواده اش) به خاك سپرده شد.


انتهاى پيام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده