نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

آرشیو کامل
اخبار فرهنگی
آرشیو

طلبه خسته ناپذير انقلاب شهيد "ابوالقاسم بزاز"

طلبه شهيد «ابوالقاسم بزاز» هميشه به دوستان خود مى‌گفت: «حرفی از خسته شدن به من نزنید ، من هرگز خسته نمى شوم، مخصوصاً در كار براى اسلام و براى رضاى خدا.» گزيده زندگينامه اين طلبه شهيد را در نويد شاهد مازندران بخوانيد.
امدادگرى كه به فرمان پير جماران راهى جبهه نبرد شد

امدادگرى كه به فرمان پير جماران راهى جبهه نبرد شد

شهيد "ميرعظيم مرتضوى" با شروع جنگ تحمیلی، به فرمان پير جماران، پا به جبهه نبرد حق عليه باطل گذاشت و در جبهه جفير به عنوان امدادگر حضور يافت. گزيده زندگينامه اين شهيد بزرگوار را در نويد شاهد مازندران بخوانيد.
آگاه سازی جوانان برای این طلبه شهید اهمیت داشت

آگاه سازی جوانان برای این طلبه شهید اهمیت داشت

شهيد «سيدمحمد رضوى» زمانى كه فعالیت هایش در مسیر انقلاب شدت گرفت، با هدف آگاه سازی جوانان، نمایشگاهی را ضد گروهکهای منافق برپا کرد و خود نیز به عنوان سخنران این برنامه به افشای چهره واقعی این گروهها پرداخت. گزيده زندگينامه اين روحانى شهيد را در نويد شاهد مازندران بخوانيد.

شهادت بهترین نعمت‌ خداوند است

شهيد «ميرعظيم مرتضوى» در وصيتنامه خود خطاب به پدرش مى گويد: «بدان و آگاه باش که اسماعیلت هرگز از فرمان باری تعالی سر باز نمی زند و شهادت را جزء بهترین نعمت‌های خداوند می داند.» گزيده وصيت نامه اين شهيد بزرگوار را در نويد شاهد مازندران بخوانيد.
اسنادى از شهيد روحانى

اسنادى از شهيد روحانى "سيد محمد رضوى"

شهيد "سيدمحمد رضوى" مرداد 1341 در شهرستان سارى چشم به جهان گشود. او روحانى بود، به عنوان بسيجى در جبهه حضور يافت و هشتم خرداد 1365 در فاو عراق به شهادت رسيد. اسنادى از اين شهيد روحانى در دست داريم كه نويد شاهد اقدام به انتشار آن كرده است.
آرزويى بالاتر از شهادت نداشتم

آرزويى بالاتر از شهادت نداشتم

شهيد «ميرهاشم رنجبر» در وصيت نامه خود مى گويد:«اگر خبر شهادت مرا شنيديد بدانيد كه من به آرزوى خود رسيدم و آرزويى بالاتر از شهادت در راه خدا نداشتم.» گزيده وصيت نامه اين شهيد بزرگوار را در نويد شاهد مازندران بخوانيد.

خريد از بازار

پدر شهيد اسماعيل فتحى مى گويد: « اسماعيل در بازار از من چيزى خواست و من برايش نخريدم و من از بازار با پاى پياده به منزل آمدم». خاطره جالب اين پدر شهيد را در نويد شاهد مازندران بخوانيد.
ارسال پرتقال به جبهه ها

ارسال پرتقال به جبهه ها

پدر شهيد "شعبان آقاميرزايى" مى گويد: «شعبان به من می گفت: هرچه دارید نصفش را برای خودتان بگیرید، بقیه را بفرستید جبهه و من در جواب او میگفتم: عقل تو نمی رسد، من چطوری پرتقال و پتو را برای جبهه بفرستم.» ادامه اين خاطره را در نويد شاهد مازندران بخوانيد.
عشق به جبهه چگونه در دلش شعله کشید!

عشق به جبهه چگونه در دلش شعله کشید!

غلامعلى برادر شهيد "عليرضا رودسر ابراهيمى" مى گويد: «برادرمان (محمدرضا) اسير دموكرات ها شده و بعدها آزاد شده بود، وقتى عليرضا برادرمان را در آن حال ديد بلافاصله تصميم گرفت كه به جبهه برود.» متن کامل این خاطره را در نوید شاهد مازندران بخوانید.