نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

آرشیو کامل
زندگينامه و معرفى شهدا
شهيد «احمد کشوری» افتخار اسلام و هوانیروز
شهيد احمد كشورى فرزند غلامحسين در تير ماه 1332 در خانواده اى متوسط در شهر كياكلا استان مازندران به دنيا آمد. او دوران تحصيلش را با استعداد فوق العاده اى كه داشت به عنوان شاگردى ممتاز به پايان رساند. كشورى بعد از گرفتن ديپلم براى ورود به دانشگاه آماده مى شد، اما با توجه به هزينه هاى سنگين ورود به دانشگاه و محروميت مالى كه او داشت از رفتن به دانشگاه منصرف گرديد و لذا در سال 1351 وارد ارتش در (قسمت هوانيروز) شد.
نوجوانی که شهادت را انتخاب كرد
شهيد داوود امين چورتى فرزند محمدعلى در سال 1342 در روستاى چال چورته تنكابن چشم به جهان گشود. وى در راستاى عمل به سخن و عشق درونى كه داشت مصمم شد به نداى «هل من ناصر ينصرنى» رهبر و محبوبش لبيك بگويد و بخونش ارزش بدهد و راه جهاد و شهادت را كه كبوتران خونين بال پيشين انقلاب رنگين و لالگون كرده بودند را انتخاب نماييد.
زندگينامه شهيد مدافع حرم «روح اله صحرايى»
شهید روح اله صحرایی در 24 دى 1362 در روستای پلک سفلی شهرستان آمل متولد شد. بعد از گرفتن دیپلم، با اینکه بخاطر جانبازی پدر از رفتن به سربازی معاف بود ولی با علاقه به سربازی رفت و در ارتش خدمت کرد و در سال ۸۶ وارد سپاه شد. وى براى دفاع از حرم حضرت زينب(س) به سوريه رفت و در تاریخ 16 آذر 94 آسمانی شد.
دانش آموز شهيدى كه به عشق رفتن به جبهه جنگ درس خواند
شهيد كمال الدين مولايى فرزند جلال الدين در دوم آذر سال 1347 در شهر بابلسر به دنيا آمد. همواره در درس ها با نمرات عالى قبول مى شد ولى در آن سال تجديد شد. در تابستان به او قول دادند اگر درسهايت را بخوانى براى رفتنت به جبهه فكرى مى كنند و او با عشق شركت در جنگ با تلاش چشمگيرى در تمام دروس قبول گشت.
شهيدى كه آرزوى شهادت مى كرد
شهيد سيد عابد غفارى فرزند موسى در نهم تير 1339 در روستاى تاج الدين محله شهرستان سارى در خانواده اى كشاور ديده به جهان گشود. عابد عاشق شهادت بود. وى در دفترچه خاطراتش همجا از خدا آرزوى شهادت مى كرد و چون جهان برايش هيچگونه ارزشى نداشت.
گذرى بر زندگى شهيد عباس اعلايى
شهيد عباس اعلايى فرزند محمدابراهيم در سحرگاه يازدهم بهمن سال 1344 در خانواده اى متدين و كارگر در شهرستان قائمشهر ديده به جهان گشود. وى سرانجام در تاريخ 10 آذر 64 بر اثر تركش خمپاره در حاج عمران به درجه رفيع شهادت نائل گشت.
شهيدى كه بشارت شهادتش را در خواب ديده بود
شهيد حسينعلى رجب نژاد فرزند رجب در تاريخ 15 خرداد 1344 در يك خانواده كارگر و متعصب به اسلام در شهرستان قائمشهر به دنيا آمد.علاقه رفتن به سربازى و جبهه ها باعث شد، شهيد در اين اواخر بشارت شهادت را در خواب ببيند و اين مطلب را در آخرين بار مرخصيش به بستگان و ديگر عزيزان خود گفته بود.
آرشیو

شهيدان نظاره گر شما هستند

من قطره اى از اين دريايم و نيز مى دانيد كه اين اقيانوس بى پايان است و هر بار بر او افزوده مى شود. راه شهيدان را ادامه دهيد كه آنها نظاره گر شمايند مواظب ستون پنجم باشيد كه در داخل شما هستند. تنها بى تفاوتى را از خود دور كنيد در مقابل فرمانهاى منحرف بى تفاوت نباشيد. مردم كوفه نشويد و امام را تنها نگذاريد.
خون ناقابلم را فداى اسلام و فداى وطن مى كنم

خون ناقابلم را فداى اسلام و فداى وطن مى كنم

اينجانب كمال الدين مولايى بر حسب احساس مسؤليتى كه كردم بسوى جبهه شتافتم تا دين خود نسبت به اسلام ادا كنم و اگر لياقت داشته باشم خون ناقابلم را در درجه اول فداى اسلام و بعد فداى وطن كنم. و بر اين اساس سخنى چند با شما امت قرآن دارم هر چند من در برابر شما سيل خروشان قطره هاى كوچك بيش نيستم.
پنج وصیت خواندنی شهید نوجوان یوسف رضا شریفی

پنج وصیت خواندنی شهید نوجوان یوسف رضا شریفی

درود و سلام به رزمندگان اسلام، درود و سلام به ملت شهید پرور ایران و درود و سلام به پدر و مادر عزیز اینجانب یوسف شریفی تاریخ تولد سال ۱۳۴۷ ساکن پایین گتاب فرزند عبدالله شریفی مطالبی را به عرض خواهران و برادران که وصیت نامه مرا می خوانید و یا گوش می کنید می رسانم.

نبرد ماندگار رزمندگان خطه لاله خيز مازندران در حومه حلب

شبهاى 13 تا 17 آذر 94 بود كه رزمندگان يگان 25 كربلا عمليات هاى پى در پى را بر عليه تكفيرى ها در جنوب غربى شهر حلب سوريه اجرا كردند. خاكهاى شخم خورده، باغات زيتون، سنگ ها، تل ها و كانالها، روستاهاى السابقيه و خلصه، القراصى، الحويز، العمار و.... شاهد حماسه هاى مختلف رزمندگان خطه لاله خيز مازندران بوده اند.
آخرین دیدار با شهيد مدافع حرم «روح اله صحرايى»

آخرین دیدار با شهيد مدافع حرم «روح اله صحرايى»

همسر شهيد مدافع حرم «روح اله صحرايى» روزهاى آخر زندگى با شهيد را اينگونه روايت مى كندکه چند روزی بود از ماموریت پیرانشهر آمده بود و با اینکه در مرخصی بود و جزء گروه اول اعزامی برای رفتن به سوریه نبود، اما با علاقه و سماجت زیاد اسمشان را جزو گروه اول اعزامی قرار داد، تا زودتر به سوریه بروند.
روحيه بزرگ منشی و ایثار شهيد رمضانعلى موسى زاده

روحيه بزرگ منشی و ایثار شهيد رمضانعلى موسى زاده

شهيد به طرفم آمد و متواضعانه همراه با يك دنيا آقايى و بزرگ منشى مرا در آغوش گرفت و بوسيد و در عين حال گفت: علاقه و محبّت من نسبت به تو بيش از آنچه كه فكر مى كنى بر قرار است و با كمال فروتنى وادب از من استعانت و دلجويى نمود و من هيچ وقت اين همه بزرگوارى و مناعت طبع ايشان را فراموش نخواهم كرد.