نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

آخرين ديدار و خاطره و توصيه شهيد

آخرين ديدار و خاطره و توصيه شهيد

نوید شاهد- آخرين ديدار وي با خانواده زماني بود كه وقتي صبح زود از خواب بيدار شد و مي‌خواست كه به بازار برود به همسران و فرزندان خود گفته كه من امروز خيلي ناراحت هستم، چون قرار است مزدوري به نام تيمسار ورهرام (استاندار تحميلي استان آذربايجان غربي) عازم مهاباد شود و هر طور شده من نبايد اجازه بدهم كه اين مزدور خائن پايش را به مهاباد بگذارد.
کرامات شهدا / شهید رئوف

کرامات شهدا / شهید رئوف

نوید شاهد - خاطره ای از فاطمه کریمی (مادر شهید) در مورد فرزندش که در خواب او می آید و خبر سالم بودن بدنش را به مادرش می دهد.
کرامات شهدا / تمنای شهید

کرامات شهدا / تمنای شهید

نوید شاهد - خاطره ای از اسدالله مکی نژاد در موردی شهیدی که خانم بود و در خواب ایشان آمد و گفتند برای اینکه مادرم که بر سر قبر من می آیند از نبودن سنگ قبر من ناراحت نشود، سنگ قبر مرا هم تهیه کنید.
کرامات شهدا - بازگشت از دیدار

کرامات شهدا - بازگشت از دیدار

نوید شاهد - خاطره ای از محمود رفیعی در مورد شهیدی که چند روزی به خواب دوست شهیدش آمد و ابتدا خبر شهادتش را می دهد ولی دو روز بعد دوباره آمد به خوابش و گفت فعلا دست و پاهایت را می پذیریم و آن دوست بعدا از ناحیه دست و پا مجروح شد.
عاشق شهادت بود

عاشق شهادت بود

نوید شاهد - سفارش به امر معروف و نهي از منكر می کرد، او را از دوران كودكي مي شناختم او بسيار مؤدب و مؤمن بود در بيشتر كارها ما را امر به معروف و نهي از منكر ميكرد زماني كه با يكديگر به جبهه اعزام مي شديم بيشترين مسئوليت را در جبهه به او مي دادند به خاطر شناختي كه سپاه و مردم از او داشتند و بدليل امانت دار بودن او.
کرامات شهدا / شهید گمنام

کرامات شهدا / شهید گمنام

نوید شاهد - خاطره ای از اسدالله مکی نژاد در مورد شهیدی که آدرس مزار خود را در خواب به مادرش می دهد تا پیدایش کند.